فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - ٣ سرمایه داری
٣ سرمایه داری
قسمت آخر بحث ما درباره سرمایه داری که دنباله بحثهای پیش است این است که میگویند ماهیت سرمایه داری ماهیت استثماری است یعنی سرمایه داری نمیتواند سرمایه داری باشد و استثماری نباشد. بعبارةٍ اخری سودی که سرمایهدار میبرد عین استثمار است. حالا ببینیم که روی چه اصولی این حرف زده میشود. آیا ما اگر بخواهیم سرمایه داری را نفی بکنیم به این دلیل باید نفی بکنیم که سرمایهدار به حسب طبیعت و ماهیت خودش استثمارگر است، که البته این صرفاً به یک امر اخلاقی برنمی گردد که سرمایهدار به دلیل اینکه سرمایهدار است طاغی است از باب اینکه ما مثلًا میگوییم انَّ الْانْسانَ لَیطْغی. انْ ر اهُ اسْتَغْنی [١]، به دلیل اینکه این قدرت و تمکن و ثروت را دارد روحیه استثمارگری پیدا میکند. این میشود یک امر اخلاقی. امری بیش از این در نظر دارند و آن این است که اصلًا نمیتواند استثمارگر نباشد، تضاد و تناقض است میان سرمایهدار بودن و استثمارگر نبودن. اگر سرمایهدار به اندازه یک درهم هم سود ببرد باز همان یک درهمش استثمار است. حالا ما میخواهیم ببینیم که با چه اصولی این مطلب را بیان کردهاند. آیا مطلب از این راه ثابت شدنی هست یا نه؟ و اگر از این راه ثابت شدنی نبود آنوقت ببینیم که سرمایه داری را از راه دیگر میتوانیم نفی بکنیم یا نه؟
[١] علق/ ٦ و ٧.