فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - اهمیت سر انگشتان دست انسان
این است که انسان از نظر اعضا و جوارح به حکم یک سلسله علل تصادفی دارای یک نوع دست شد که دارای انگشتان بود. خلقت طبیعی انگشتان برای انسان یک ابزاری شد که اگر این ابزار را به هر حیوانی- لااقل حیوانهای مثلًا تکامل یافته- داده بودند میتوانست خودش را به همین مرحلهای که انسان رسیده برساند، مثلًا سخنگو باشد و ... ولی انسان به تنهایی دارای انگشتان شد و این انگشتان به او قدرت سازندگی و ابزارسازی داد. بعد ابزارسازی سبب تکامل مغز و فکر انسان شد. پس معنی این حرف این است که تکامل زیستی و بیولوژیکی بهطور طبیعی و خارج از اراده انسان، رسید به مرحله قبل از انسان یعنی به مرحله آخرین حلقه حیوان و کاملترین حیوانها و نه انسان. در میان کاملترین حیوانها یک حیوان انگشتانش شکلی پیدا کرد که به او قدرت ابزارسازی داد. همین سبب شد که ابزارسازی تدریجاً مغزش را کامل کند، او را بسازد و به او تکامل ببخشد. پس انسان به دست خودش انسان شده است. اینها این را میگویند ولی درست باید توجه کرد که تا آخرش چه میخواهند بگویند.
انسان خودش خودش را انسان کرد. تا مرحله یک قدم و یک منزل به انسانیت مانده، به دست طبیعت انجام شد. به آن منزل آخری که رسید، او به حکم اینکه دارای انگشتان شده بود یک مزیتی پیدا کرد که توانست خودش خودش را بسازد که در مرحله اول خودش خودش را انسان بکند یعنی ابزارساز بکند. با ابزارسازی، بعد دیگر عقلش هم رشد کرد، شعورش هم رشد کرد، مذهب هم پیدا کرد و ... تمام امتیازات از ابزارسازی شروع شد و ابزارسازی از داشتن این انگشتان شروع شد.
اهمیت سر انگشتان دست انسان
ما میدانیم که انگشتان نقش فوق العادهای دارد. در قرآن هم میبینیم که راجع به قیامت روی انگشتان یک تکیهای شده است که روی هیچ چیز دیگر نشده است: لا اقْسِمُ بِیوْمِ الْقِیمَةِ. وَ لا اقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ. أیحْسَبُ الْانْسانُ أنْ لَنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ آیا انسان گمان میبرد که ما این استخوانهای او را گردآوری نمیکنیم؟ (شاید اینجا بیشتر توجه به این همه استخوانهای ریز و درشت است.) بَلی قادِرینَ عَلی أنْ نُسَوِّی بَنانَهُ [١] چرا، ما قادر هستیم حتی سرانگشتانش را هم به حال اول برگردانیم و تعدیل بکنیم. در میان اعضا و جوارح در صورتی که از بعضی نظرها بخواهیم حساب کنیم، مثلًا از نظر دقت ،ساختمان
[١] قیامت/ ١- ٤.