فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - راز تکامل جامعه انسان
راز تکامل جامعه انسان
مورچهها در کارهایی که انجام میدهند آن مقدار ابزار کار را دارند، چرا ابزار کارها اینها را پیش نمیبرد؟ پس آن که انسان را پیش میبرد یک استعداد دیگری در انسان است. آن استعداد که اسمش را فکر، اندیشه، قوّه ابتکار میگذاریم، آن است که انسان را جلو میبرد. و لهذا در مسئله راز تکامل جامعه انسان، مسئلهای که با همین مسئله ما مربوط میشود و به یک معنا عین این مسئله است این است که حیوانات- به قول این آقایان- یک تکامل زیستی و بیولوژیکی پیدا کردهاند و به یک مرحلهای رسیدهاند. انسان هم در این مسیر بوده تا به اینجا رسیده است. حیوانات بعضی انفرادی زندگی میکنند و بعضی اجتماعی. انسان به قول اینها- که حتی مانعی هم ندارد همینطور باشد- جزء حیوانات اجتماعی است و حتی به یک شکلی (اگرچه به شکلی که اینها گفتهاند ما قبول نداریم) زندگی اجتماعی انسان طبیعی است. ولی انسان یک امتیاز از حیوانات دیگر دارد که اگر بخواهیم جزء امتیازاتی که انسان از حیوان دارد بشماریم باید بگوییم انسان در زندگی اجتماعی یک حیوان متکامل است و حیوانها (حتی حیوانهای اجتماعی) یک موجودات ساکنی هستند. یعنی اجتماع هر حیوانی [پیشرفت ندارد.] مثلًا آهوها اگر یک نوع زندگی اجتماعی دارند، گنجشکها اگر زندگی اجتماعی دارند، کبوترها اگر با یکدیگر زندگی اجتماعی دارند، مرغهایی که هنگام پرواز یک زاویه تشکیل میدهند و به صورت ٧ حرکت میکنند در زندگی خودشان، زنبور عسل در زندگی خودش، موریانه در زندگی خودش، اینها درجا میزنند. چرا آنها درجا میزنند و انسان دائماً دوره بعد از دوره طی میکند، مرحله بعد از مرحله پیش میرود؟ یعنی انسان زندگی اجتماعیاش متکامل است و آنها زندگی اجتماعیشان پابرجاست.
ما حرفمان این است که رازش همان «وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی» [١] است. آن نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی در انسان یک بعد لایتناهی چه از نظر استعداد دانش و دانایی و چه از نظر استعدادهای دیگر به انسان داده است که وقتی خدا میگوید: انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً و ملائکه سؤال یا اعتراض میکنند و بعد به آنها جواب داده میشود: انّی اعْلَمُ ما لاتَعْلَمونَ، آخرش سر از عَلَّمَ ادَمَ الْاسْماءَ کلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکةِ [٢] در میآورد و آنها که عاجز
[١] حجر/ ٢٩.[٢] بقره/ ٣٠ و ٣١.