فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - خلاصه
همان مَثَلی که اینها خودشان هم ذکر میکنند: مثل گرم شدن آب است که آب تدریجاً گرم میشود، به یک مرحله که میرسد جهش وار تبدیل به بخار میشود نه تدریجی. حرفی که اینها میگویند لازمهاش این است که از اصلی که خودشان گفتهاند (اصل جهش) منحرف شده باشند. این هم یک بحث که در باب مابه الامتیاز انسان از حیوانات دیگر لازم بود که مطرح شود و بحث لازم و مفیدی هم بود.
- آیا تنها جوابی که به اینها داده میشود فقط این است که حرفشان از نظر علمی مردود است و یا اینکه سوای نظر علمی، در اصل حرف اینها خدشه وارد است؟
استاد: عرض کردیم، از نظر استدلالی هم همینطور است. خود اینها میگویند اینها جز بحث استدلالی نیست و علم اینها را ثابت نکرده، همه استنباطات است. گفتیم این حرف اساساً درست نیست، یعنی اینچنین نیست که یک حیوانی با داشتن صرف ابزار [تکامل پیدا کند.] این مثل این است که اگر یک انسان عقب افتاده داشته باشیم، آیا این انسان عقب افتاده به حکم اینکه مثلًا انگشت دارد میتواند خودش را تکامل ببخشد؟ و بالاتر از این، حیواناتی که به قول اینها میتوانند تولید کنند [١]، مثل چلچله که خانه میسازد. ابزار او همان دهان و انگشتانش است که برود مثلًا گِل سفت و محکم را از جای خاصی بردارد و بیاورد، بعد با آن لعاب دهان خودش قاطی کند و خانه بسازد ولی ابتکار ندارد. این مقدار ابزار را دارد. اگر یک مغز تکامل یافته بود با همین ابزار صد جور خانه دیگر میتوانست بسازد ولی این چون به حکم غریزه ساخته و استعداد ابتکار در او نیست، از وقتی که چلچله به وجود آمده خانه را به همین شکل بدون کوچکترین تغییر و تبدیلی میسازد، یعنی آن قدرت ابزارسازیاش نتوانسته تغییری در مصنوع بدهد. یا زنبور عسل که آن خانهها را با آن اصول و فنون میسازد، ابزار این کار را دارد [اما پیشرفتی در کارش پیدا نمیشود.] اگر همان ابزار را در اختیار انسان قرار بدهید صد شیء دیگر هم میتواند بسازد، ولی زنبور عسل نمیتواند.
[١] این خودش نوعی ابزارسازی است. اینها تولید و ابزارسازی را یکی حساب میکنند.