فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠ - ٣ قابل اختصاص بودن
یعنی قابل مالکیت اختصاصی باشد. ممکن است که یک شیء ارزش استعمال داشته باشد، رایگان هم نباشد ولی قابلِ در قید و بند کردن نباشد؛ نمیشود آن را در ملک اختصاصی درآورد؛ اگر میشد، مثل اشیاء دیگر میشد. مثل نسیم خنک. نسیم خنک ارزش استعمال دارد، انسان خیلی هم به آن احتیاج دارد، میبینید که چند فرسخ حرکت میکند برای اینکه خودش را به یک نسیم خنک برساند. رایگان هم نیست که همه داشته باشند بلکه انسان در انتظارش است، میرود یک جایی که یک نسیمی گاهی میآید گاهی نمیآید. فراوان نیست ولی قابل اختصاص هم نیست، نمیشود یک کسی مقداری نسیم را در اختیار خودش قرار بدهد و بعد آن را به دیگران بفروشد، بگوید آقا ما پنج دقیقه نسیم به شما میفروشیم. نسیم قابل خرید و فروش نیست؛ اگرچه آن قدیمها میگفتند برخی قاریها چنین کاری میکردند! در مشهد- و فقط در مشهد- معمول بود که در ایام برات یعنی سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه [رجب] مردم رسم قرآن خواندن برای [اموات خود داشتند.]
یک حسابی بود که در این سه شبانه روز هرکس برای مرده خودش یک دوره قرآن بخواند. این افراد که خودشان اغلب اهل قرآن نبودند، یک عده قاریهای معینی را میفرستادند بروند سر خاکها و این سه شبانه روز یک قرآن یا دو قرآن یا سه قرآن بخوانند. آنوقت این موقع که میشد، قانون اقتصادی عرضه و تقاضا حاکم بود. عرضه کم و تقاضا بسیار زیاد بود، قیمتها خیلی بالا میرفت.
آنگاه بعضی از قاریها اینجا یک تعبیهای و یک فکری کرده بودند و آن این بود که در تمام ایام سال میآمدند چند دوره قرآن میخواندند و در یک خیک فوت میکردند (خنده استاد و حضار) تا خیک باد میشد. بعد موقع برات که میشد این خیک را میبرد سر قبر، سرش را باز میکرد، یک فِسّی میکرد، میگفت این یک دوره شد! حالا از اینجور تعبیهها، اختراعها و ابتکارهای ایرانی کسی بخواهد بکند مطلب دیگری است.
پس شرط سوم برای «ارزش مبادله» قابلیت اختصاص است؛ باید شیء قابل اختصاص باشد. از اینجا معلوم میشود که اگر ما شرط سوم را در نظر بگیریم شرط دوم اهمیتی ندارد و باید آن را اسقاط کنیم یعنی مسئله رایگان بودن و نبودن [در ارزش مبادله] دخالت ندارد، مسئله قابلیت اختصاص دخالت دارد. اگر مثلًا هوا را هم میشد افرادی در حوزه مالکیت خودشان قرار بدهند هوا هم خرید و فروش میشد. اگر اشیائی مثل هوا خرید و فروش نمیشود، به این علت است که قابل اختصاص نیست نه به علت وفور. دلیلش هم این است که زمینها هنوز هم وفور دارند (و در گذشته به طریق اولی وفور