فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - ١ رابطه سرواژی میان مالک زمین و کشاورز
میکنند که باید در همه جای عالم عمومیت داشته باشد، مثل اینکه در ابتدا خود صاحبان این نظریه- حتی خود کارل مارکس- اطلاع نداشتهاند که در همه جای دنیا این شکل فئودالیسمی که تاریخ اروپا حکایت میکند وجود نداشته، کما اینکه آنچه که اینها میگویند، در مشرق زمین اساساً وجود نداشته است. تفاوت اساسی دوره فئودالیسم با دوره برده داری این است که در این دوره رابطه مالک زمین با کشاورز به شکل سرواژی- در اصطلاح اینها- است یعنی کشاورز در اینجا یک حالتی دارد میان بردگی و آزادی. برده نیست برای اینکه برده آن است که خرید و فروش میشود و حتی بالاتر برده آن است که [مالک وی] اختیار کشتن او را هم دارد، برده آن است که اصلًا شیء محض است و مالک هیچ چیزی نیست؛ ولی اینها اینطور نبودند، [بردهدار] مالک رقبه اینها نبوده، حق نداشته که خودِ این را مستقلًا به هرکس دلش میخواهد بفروشد، کما اینکه سِروها در یک حد خیلی کمی مالکیت خصوصی هم داشتهاند. مالک حق کشتن اینها را هم نداشته است. ولی در عین حال آزاد مطلق هم نبودهاند یعنی اینها به این زمین بسته بودهاند، مالِ این زمین و از توابع این زمین بودند. این مزرعهای که در اینجا وجود داشته و این زارعی که در اینجا بوده، این زارع جزء این زمین بوده، حق نداشته است که از اینجا نقل مکان کند و به جای دیگر برود، مثلًا بخواهد رعیت این ارباب نباشد برود رعیت یک ارباب دیگری باشد، که خود به خود یک نوع رقابت میان اربابها به وجود میآورد. اگر چنین آزادیی میداشتند، این امر خود منشأ یک نوع تحولات میشود برای اینکه یک نفر کشاورز وقتی که در یک محل معینی هست اگر این ارباب رویش فشار بیاورد میرود پیش آن ارباب دیگر؛ بسا هست او نیاز بیشتری دارد یک تسهیلاتی هم برای این قائل بشود. ولی به این شکل نبوده؛ اینها روی زمین بودند و وقتی که زمین خرید و فروش میشده با رعیت خرید و فروش میشده است. این دِه مثلًا با پنجاه کشاورزی که دارد خرید و فروش میشده، که اگر احیاناً به واسطه یک بیماری مثلًا ده نفر از این پنجاه کشاورز میمردند و چهل نفر میشد قهراً از قیمت این مزرعه کاسته میشد، و اگر در اثر توالد و تناسل، این پنجاه نفر به شصت نفر میرسید قهراً بر قیمت این مزرعه افزوده میشد، ولی خود کشاورز مستقلًا قابل خرید و فروش نبود.
این یک نظامی است که در دنیای مشرق زمین اصلًا چنین چیزی سابقه ندارد یعنی تاریخ مشرق زمین از یک چنین رابطهای هرگز حکایت نمیکند. «دهقانی» یعنی عمل دهقانی یا ارباب رعیتی، به این اصطلاح جاری زمان ما، تا آنجا که تاریخ نشان میدهد