فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - چند مثال
است. حالا اضافه کردیم:
بلکه اصلًا تکامل واقعی تکامل انسان است.
- وقتی نظام برده داری تکامل پیدا میکند یعنی به شیوه بهتری برده داری میشود. آنها میگویند در یک مرحله بخصوص از تکاملش جهش ایجاد میشود (مانند جهشی که در حرارت دادن آب، زمان بخار شدن آب پیدا میشود) و قلب ماهیت پیدا میکند.
استاد: شما توجه نکردید من چه عرض کردم. ما میگوییم یک وقت در طبیعت تکاملی رخ میدهد؛ این حرف درستی است. اما در اینجا که ما میگوییم چطور؟ باز میآییم سر همان مثال اول خودمان. فرض کنید معلمی میآورند برای یک کلاس. ولی این معلم آنچنان که باید، شایسته نیست. شکایت اولیاء اطفال میرسد و به تدریج زیاد میشود، به ماههای آخر که میرسد آنقدر شکایت زیاد میشود که دیگر قابل مقاومت نیست. این سبب میشود که او را برمیدارید کس دیگری را سر جای او میگذارید. در اینکه ما یک ناقصی را برداشتیم و کاملی را جای او گذاشتیم که بحثی نیست، اما حرف این است که در اینجا آنچه صورت گرفته است تبدیل واقعی ناقص به کامل است؟ یعنی اگر آن معلم یکمرتبه مثلًا یک انفجاری در او رخ داده بود تبدیل [به یک معلم دیگر] شده بود، «امسیتُ کردیاً و اصبحتُ عربیاً» شده بود، این همان جهشی است که شما میگویید. مثل باباطاهر که میرفت در یخ، وقتی بیرون میآمد میدید همه چیز بلد است. اگر این جور میشد، اینجا اسمش را میخواهید جهش بگذارید یا چیز دیگر، ولی بحث در این است که در اینجا همان ناقص است که تبدیل به کامل شده، نه اینکه آن ناقص را از صحنه خارج کردیم یک چیز دیگری سر جای او گذاشتیم. اگر نظام برده داری عوض میشود و میگوییم تکامل پیدا میکند، معنایش این است که نظام اول نسخ میشود، نظام دیگری سر جای آن قرار داده میشود، نه اینکه آن نظام واقعاً یک حرکت دینامیکی در درون خودش دارد انجام میدهد.
- اصلًا تکامل در یک نظام یعنی چه؟ وقتی میگوییم یک نظام تکامل پیدا میکند، این را ما به هیچ وجه نمیتوانیم با مثال تغییر معلم منطبق کنیم، به خاطر اینکه آنجا شخص است که عوض میشود. ناقص بوده، او را