فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠ - دموکراسی در گذشته
که علمی بودن یعنی این یک پدیده جبری تاریخی است که امکان جلو افتادن و عقب افتادن ندارد و انسان نمیتواند به میل و رغبت خودش آن را جلو یا عقب بیندازد و به اراده انسان بستگی ندارد، بلکه اراده انسان باید خودش را [با آن تطبیق بدهد؛] کاپیتالیسم هم به همان اندازه علمی است.
اما دیگران اگر بگویند سوسیالیسم علمی است (همانهایی که اینها میگویند سوسیالیسمِ آنها تخیلی است) حرف دیگری دارند. آنها میگویند ما قبول نداریم که سوسیالیسم یک پدیده جبری تاریخی باشد. ما میان تطورات تاریخ و اصولی که جامعه باید با آنها زندگی کند و در اختیار انسان است تفکیک میکنیم. شک ندارد که یک سلسله تطورات در تاریخ هست که ما قبول داریم بدون آنکه مراحل قبلی پیش بیاید مراحل بعدی پیش نمیآید، یعنی حالت طبیعی دارد. تاریخ غیر از این تقسیم بندی اقتصادی که شامل عصر اشتراک و غیر آن است، به حسب درجه تکامل علمی و فنی ابزارها هم تقسیم بندی میشود؛ میگوییم عصر حجر یا عصر سنگهای صیقلی نشده و عصر سنگهای صیقلی شده، عصر آهن، عصر فولاد، عصر اتم، عصر فضا. اینها را میشود گفت همین طور است، یعنی امکان ندارد که بشر یکمرتبه از عصر حجر به عصر فضا قدم بگذارد. این، علم است. معجزه که رخ نمیدهد. آیا یک بچه تا کلاس اول را طی نکند به کلاس دوم میرود؟ تا کلاس اول و دوم و سوم و ششم را طی نکند نمیتواند به دبیرستان برود. تدریجاً باید این مراحل علمی را طی کند تا به دانشگاه برسد و بعد متخصص بشود و بعد خودش اصلًا یک آدم صاحب نظر بشود، و الّا امکان ندارد بچهای که کلاس اول نرفته یکدفعه پایش را آنجا بگذارد یا کلاس اول که رفت یکمرتبه به تحصیلات عالیه دانشگاهی برود. یعنی علم مراحل دارد. این حرف درستی است.
تکامل بشر مراحل دارد، تکامل علمی و تکامل اخلاقی بشر خودش یک قانون و یک حساب دارد. بشر تا از نظر علمی و اخلاقی و تربیتی به یک مرحله خاصی از تکامل نرسد، بعضی از نظامهای اجتماعی امکان وجود ندارد.
دموکراسی در گذشته
شما مثلًا نظام دموکراسی را فرض کنید. تاریخ نشان میدهد که گاهی در دو هزار سال پیش یک دموکراسیهایی در دنیا به وجود آمده که امروز با این همه پیشرفتها در قسمتهای دیگر، وجود ندارد، مثل اینکه در دموکراسیهای یونان این حرفها گفته میشود. اگرچه این