فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - ارکان سوسیالیسم
جامعه نیست، به سود قدرت ملّی است، یعنی به سود افراد و این مردم نیست. آن بابای کشاورز که تولیدکننده است باز در یک بدبختی نسبی زندگی میکند، چرا؟ برای اینکه نیمی از محصول کارش خرج مثلًا مسابقههای تسلیحاتی میشود که قدرت ما از قدرت آمریکا عقب نماند، در صورتی که در سوسیالیسم اصلًا مسئله ملیت مطرح نیست، مسئله انسان مطرح است، یعنی هر سوسیالیسمی مبتنی بر نوعی انترناسیونالیسم هم هست که میگوید باید تولید به نفع انسانها باشد نه به نفع رقابت میان ملتها.
این است که میگویند صِرف مالکیت اشتراکی [برای سوسیالیسم] کافی نیست. اشتراکیت در مقابل اختصاص است ولی ملازم با اجتماعی بودن نیست که تولید واقعاً به نفع جامعه باشد. اینکه تولید به نفع قدرت ملّی باشد حساب دیگری است. یک حسابی کشورها در مقابل یکدیگر دارند:
مثلًا قدرت نظامی ایران از عراق بیشتر باشد یا قدرت نظامی عراق از ایران بیشتر باشد؛ عراق از سوریه بیشتر باشد یا سوریه از عراق؛ از این جهت یک پول به جیب ملتها نمیرود، چیزی به سود ملتها نیست که آیا این قدرت نظامیاش بیشتر است یا آن. اگر از نظر جامعه انسانی بخواهند [در نظر] بگیرند این همه ثروتهایی که خرج این مسابقات تسلیحاتی میشود هیچ کدام اینها نباید وجود داشته باشد.
ارکان سوسیالیسم
پس این چند چیز رکن سوسیالیسم است: ما رژیمی را رژیم سوسیالیستی میدانیم که در آن رژیم استثمار وجود نداشته باشد، که این یک امر عینی و خارجی است. رژیمی را رژیم سوسیالیستی میگوییم که در آن واقعاً «من» ها به صورت «ما» درآمده باشند، فعالیتها برای «من» نباشد برای «ما» باشد. رژیمی را رژیم سوسیالیستی میدانیم که تولید در آنجا به سود جامعه باشد نه به سود فرد و نه حتی به سود قدرت ملّی، که بعضیها این شرط آخری را ذکر نمیکنند.
اگر رکن اول را در نظر بگیریم که جامعه سوسیالیستی یعنی جامعهای که در آن استثمار به هیچ شکل وجود نداشته باشد؛ این ملاک را همه قبول دارند. رکن دوم هم که جامعه به صورت «ما» زندگی کند نه به صورت «من» باز امر قابل قبولی است. منتها آن مقداری که محل اختلاف باقی میماند این است که آیا برای اینکه در جامعه استثمار وجود نداشته باشد و برای اینکه جامعه واقعاً به صورت «ما» زندگی کند شرط لازم، نبودن مالکیت شخصی به هیچ وجه است؟ مالکیت شخصی ملازم با استثمار است؟ مالکیت