فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - سوسیالیسم علمی
اینکه ابزار تولید به این مرحله تکامل برسد امکان نداشت که این مالکیت اشتراکی به وجود بیاید تا در نتیجه سوسیالیسم به وجود بیاید، بعد از آن هم که به این مرحله رسید امکان ندارد که نشود.
درست مثل بچهای که میخواهد متولد بشود. یک بچه اگر بخواهد متولد بشود حالت اولش که حالت نطفه است باید مراحلی را در رحم طی کند تا برسد به آن مرحلهای که دیگر کارش در رحم پایان بپذیرد. قبل از آن مرحله نمیتواند متولد بشود و اگر با یک عامل مکانیکی و خارجی متولد بشود یک بچه سقطشده است. به حسب آن دینامیسم داخلی خودش باید سر موعدش متولد بشود. حالا اگر یک عامل خارجی، یک بیماری، یک لگدی که مثلًا یک کسی به شکم یک زن بزند سبب بشود که این بچه قبل از وقت سقوط کند، این همان سقط جنین است که آخرش هم او بچه نخواهد شد. پس مالکیت دسته جمعی و سوسیالیسم قبل از مرحله تاریخی خودش به وجود نمیآید و در مرحله تاریخی خودش هم امکان ندارد که به وجود نیاید، بلکه به وجود میآید.
سوسیالیسم علمی
بنابراین سوسیالیسم یعنی زندگی اجتماعی که «من» ها تبدیل به «ما» بشود و این هم مشروط به این است که مالکیت ابزار تولید از صورت انفرادی به صورت اجتماعی دربیاید، و مالکیت ابزار تولید هم از صورت انفرادی به صورت اجتماعی درنمی آید مگر آنکه ابزار تولید به یک مرحله خاصی از تکامل برسد؛ و به این دلیل این را «سوسیالیسم علمی» میگویند، یعنی سوسیالیسمِ آرزویی نیست که ما بگوییم زندگانی دسته جمعی خیلی خوب چیزی است، حالا که خوب چیزی است پس کوشش کنیم به وجود بیاید. این به میل و آرزوی ما نیست، خودش جزء قوانین طبیعت است. آیا ما میتوانیم گندمی را که میخواهیم به وجود بیاید با صِرف آرزو به وجود بیاوریم؟ ما دلمان میخواهد که صد خروار گندم داشته باشیم. این یک قانون و حسابی دارد. بذری باید باشد، بذر باید کاشته بشود، فصل زمستان است باید این فصل منقضی بشود بهار بیاید. بهار هم که آمد و بذر کاشته شد مدتها باید طول بکشد تا اینکه از زمین سر در بیاورد، بعد مراحلی را طی کند تا به مرحله خوشه گذاشتن برسد، تازه به آن مرحله که برسد وقت دروکردن و چیدن آن است. به اختیار ما نیست.
به همین جهت اسم آن را «سوسیالیسم علمی» میگذارند یعنی سوسیالیسمی که قانون علمی و طبیعی دارد و انسان باید آن قانون را بشناسد و خودش را با آن تطبیق