فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - سوسیالیسم واقعی
قرار بگیرد آن را بر این ترجیح بدهد. گویا راکفلر بود که سالها میدیدیم با آن همه ثروت فوق العاده خودش باز دائماً پول خرج میکرد که در انتخابات رئیس جمهوری برنده شود.
پس این اولًا بهطور کلی عملی نیست. از این راه میشود یک مقداری از موجبات منیت انسان کاست ولی این به تنهایی قادر نیست. پس باید همان مسئله معشوقهایی برتر و بالاتر از بتهای اجتماعی و محبوبهای مادی برای بشر وجود داشته باشد؛ یعنی شرط اصلی اینکه «من» ها به صورت «ما» دربیایند آن مطلب است. ولی در عین حال آن حرف افراطی که احیاناً از کلمات عرفا استفاده میشود که برای تعلق اشیاء به انسان هیچ نقشی قائل نشوید یعنی تمام نقش را برای عوامل درونی قائل باشید، به بیرون کاری نداشته باش، فقط درون را درست کن، بیرون هرچه شد شد؛ جواب آن این است که آیا اگر بیرون خراب باشد اصلًا میشود درون به آن شکل دربیاید؟ اگر در جامعهای مردم به افراد محرومِ محروم و افراد مرفهِ مرفه تقسیم شوند، آیا امکان آن ما شدن و برادر شدن و برابر شدن وجود دارد؟! یکی برود در یک کوخی، یک خانه نمور گِلینی، یک زیرزمینی زندگی کند که خودش و بچه هایش دائماً از رطوبت رنج میبرند و رماتیسم میگیرند، میبیند بچهاش رماتیسم مفصل گرفت و او نتوانست معالجه کند و بعد منجر به رماتیسم قلبی شد و اصلًا پول نداشت که این بیماری او را معالجه کند و این بچه جلو چشمش دست و پا زد و مرد. بعد همسایه خودش را میبیند که مثلًا در یک باغ بیست هزار متری چگونه زندگی میکند، یا مثل آن شخص انگشترهایش را در روزنامه کیهان نشان میدهد و میگوید که ارزش هریک از اینها چهل میلیون تومان است، این هم عکسش که همه مردم ببینند و حسرتش را بخورند [١]. بعد بگوییم که این بیاید با آن برادر بشود. این عملی نیست.
سوسیالیسم واقعی
بنابراین در پرتو ایده آلهای معنوی در شرایط عدالت اجتماعی است که آن «ما» شدن و سوسیالیسم به معنی واقعی به وجود میآید. البته بدون شک ماهیت «ما» شدن امر روحی و معنوی است. به قول مولوی جانها باید جانهای شیران خدا بشود. حدیثی را قبلًا خواندم که شخصی به امام کاظم علیه السلام گفت شیعیانِ شما در کجا زیاد هستند، چنین و چنان هستند. بعد حضرت فرمود: اینها که از ایشان تعریف میکنی در چه حد هستند؟ گفت پ
[١] [اشاره به هژبر یزدانی، سرمایهدار معروف و وابسته به دربار رژیم شاه]