فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - مفهوم اعتبار
در بشر هست که یک چیزی را که مطبوع او قرار میگیرد به خود اختصاص میدهد. «به خود اختصاص میدهد» دو حالت است:
یک حالت روحی و یک حالت عملی. حالت روحیاش همان است که اصولیین ما آن را «اعتبار» نامیدهاند و آقای طباطبایی در مقاله ششم اصول فلسفه این بحث را از یک نظر از همه بهتر بیان کردهاند.
مفهوم اعتبار
اعتبار یعنی چه؟ یعنی اینکه انسان آن چیز را مانند چیزی که واقعاً مال خودش هست فرض میکند. مثلًا دستش واقعاً و تکویناً مال اوست، چون احساس میکند که آن قدرتی که به این «من» تعلق دارد وابسته به این «من» و این جوهر است. اینکه این دست دست من است و آن دست دست من نیست، این دیگر یک امر اعتباری نیست، امر واقعی است. مالکیت، اعتبار کردن چیزی است که واقعاً مال او نیست یعنی تکویناً وابسته به او نیست، اعتباراً و مجازاً وابسته به اوست؛ یعنی این [شیء] را مانند چشم خودم یا دست خودم اعتبار و فرض میکنم. اصلًا معنی مالکیت این است.
وقتی شما میگویید این مال من است یعنی همان رابطهای که میان خودتان و اجزاء و ابعاد تکوینی وجودتان دارید- که یک رابطه واقعی است- آن را مجازاً به این شیء تعمیم میدهید. اصلًا اعتبار یعنی یک حقیقت را از جای خود برداشتن و به مورد یک امر مجازی بردن برای ترتیب دادن یک سلسله آثار. نظیر این است که شما در عالم شعر و خیال یک انسانی را میگویید شیر است، یعنی حد شیر را به او میدهید. اینجا هم حد یک امری را که مملوک واقعی شماست (یعنی عضو بدنتان) به یک شیئی که مملوک واقعی شما نیست میدهید، یعنی این را به منزله آن اعتبار میکنید.
می گویند این کار غریزه بشر است. یعنی چه؟ یعنی بشر با هرچیزی که مصادف میشود که آن را برای حیات خودش مفید میداند، اعتبار مالکیت آن را برای خود میکند، برای چه؟ نتیجه عملیاش چیست؟ نتیجه عملیاش این است که عملًا هم آن را به خود اختصاص بدهد. تا اینجایش یک امر مجازی است. امر مجازی تا حدی که در مرحله اعتبار عالم ذهن است با عالم عین ارتباط ندارد. ولی این را که در عالم ذهن اعتبار میکند برای این است که در عالم عین میخواهد به سراغش برود. یعنی چه؟ یعنی ترتیب اثر مملوک واقعی را به خودش میدهد.همین طوری که دست مال خودش است و دیگری حق تصرف در آن ندارد و خودش اختصاصاً حق تصرف را دارد، بعد درباره این هم