فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - سلب مالکیت خصوصی ماشین
الآن تبم قطع شد، و فرصت نکردم به یادداشتهایی که از قبل داشتم [١] مراجعه کنم):
سلب مالکیت خصوصی ماشین
مارکسیسم از اینجا به سلب مالکیت خصوصی سرمایهدار میرسد، که روی مسئله حق و عدالت و اینجور مسائل چندان فکر نمیکند، روی خاصیت جبری طبیعتِ تولید و تضاد میان خصلت قوّه تولیدی و خصلت مالکیت خصوصی و اینکه این تضاد خود به خود منجر به مالکیت اجتماعی میشود، فکر میکند، میگوید خصلت طبیعت ماشین این است که تولیدش تولید اجتماعی است تولید انفرادی نیست یعنی باید عده زیادی کارگر اینجا جمع بشوند تا اینکه این ماشین کار بکند. در یک کارخانه هزار تا ده هزار نفر کارگر باید کار بکنند. پس تولید ماشینی تولید اجتماعی است نه تولید انفرادی مثل تولیدی که یک کشاورز و دهقان دارد یا یک کارگر صنعت دستی مثلًا با چرخ نخریسی خودش ایجاد میکند که به تنهایی میتواند تولید کند. تولید، اجتماعی است ولی رابطه تولیدی یعنی مالکیت، اختصاصی است یعنی این ابزار تولید به یک نفر یا دو نفر تعلق دارد. تولید، اجتماعی است ولی مالکیت ابزار تولید انفرادی و اختصاصی است. طبیعت تولیدِ اجتماعی با مالکیت اختصاصی ابزار تولید ناسازگار از آب در میآید، چرا؟ برای اینکه آن که مالکیتش بر ابزار تولید، اختصاصی است قهراً دنبال سود فردی میرود، در نتیجه همواره کوشش میکند که بر میزان سود خودش بیفزاید. این کوشش برای افزایش میزان سود به اینجا منتهی میشود که بر میزان زمان کار کارگر بیفزاید برای اینکه تولید را بیشتر کند، تولید را که بیشتر میکند عرضه به بازار بیشتر میشود و بعلاوه دیگران هم مثل او تولید را اضافه میکنند و این سبب میشود که نرخ پایین بیاید.
از طرف دیگر باز برای اینکه پایین آمدن نرخ و به دست آوردن سود را جبران کنند بر تولید میافزایند. افزایش تولید این دستگاههای بزرگ سبب میشود که به تدریج تمام کارخانههای کوچک تعطیل بشود و کارگران آنها به صورت کارگر ساده به این کارخانهها بیایند، و کارگر ساده کارخانه حداکثر مزدش همان اندازهای است که بتواند زندگی روزمره خود و خانوادهاش را تأمین کند، در نتیجه جامعه تقسیم میشود به دو قطب: قطب سرمایهدار و قطب کارگر، قطب کارگری که
[١] [این یادداشتها همان است که به صورت کتاب نظری به نظام اقتصادی اسلام چاپ شده است.]