فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠ - انواع زندگی اشتراکی
منیتی در کار نیست و او را مثل خودش میداند با هم خرج میکنند. همه را در یک حساب میریزند. هرکدام از آنها مریض شد، از سرمایهای که همه دارند خرج او میشود. این هم یک نوع اشتراک در زندگی هست ولی نمیشود آن را مالکیت اشتراکی نامید به این معنا که مالکیت اختصاصی در کار نیست. این فرع بر مالکیت اختصاصی است؛ یعنی بعد از آنکه هر فردی آنچه را که تحصیل میکند از خودش میداند نه از خانواده، در عین حال در خانواده خرج میکند. مثل جودهایی است که افراد خیر میکنند.
جودها و انفاقهایی که افراد خیر در جامعه میکنند چگونه است؟ مال را از خودش میداند ولی نه اینکه برای خودش خرج کند، برای جامعهاش خرج میکند.
بنابراین ما با قبول مسلّماتی که اینها ذکر کردهاند و همه حرفهایی که میگویند نیز نمیتوانیم چیزی به نام اشتراک اولیه یعنی مالکیت اشتراکی را ثابت کنیم. مالکیت اشتراکی غیر از «نه مالکیت» است، این هم اشتباه نشود. یک وقت ما میگوییم که اصلًا احساس مالکیت در کار نبوده، نه اشتراکی و نه انفرادی، مثل اینکه نسبت به هوا هیچ کس احساس مالکیت نمیکند (نه اشتراکی نه انفرادی)؛ نه اینکه احساس میکند که این مال من است که به دیگران اجازه میدهم که تنفس کنند، و نه اینکه احساس میکند که این هوا مال همه ماست، من هم سهمی دارم، شما هم سهمی دارید، دیگری هم سهمی دارد. اصلًا کسی روی این جهت فکر نمیکند. پس معنی مالکیت اشتراکی این است که احساس مالکیتی هست ولی این مالکیت صورت فردی ندارد، صورت جمعی دارد، به همه تعلق دارد، به همه چه؟ به همه قبیله. آن وقت چگونه فکر میکرده؟ آیا میگفته به همه بشر؟ مسلّم اندیشه بشری در آنها نبوده است. و لهذا خودشان میگویند هر قبیلهای در مقابل قبیله دیگر مقاومتی داشت، با یکدیگر میجنگیدند و تصاحب میکردند. این خودش عین نوعی مالکیت است، احساس نوعی مالکیت است ولی مالکیت دسته جمعی (اگر چنین چیزی باشد) در مقابل قبیلهای دیگر. ولی عرض کردیم این مالکیت دسته جمعی هم باز به مالکیتهای اختصاصی فردی برمیگردد که فقط به مصرف این جمع میرسد و به جمع دیگری اجازه داده نمیشود. و الّا اگر کسی بخواهد [اشتراک را] به صورت مالکیتهای اشتراکی که اینها فرض میکنند ثابت کند، گمان نمیکنم به هیچ شکلی قابل اثبات باشد.
- اشتراکی که اینها مطرح میکنند به دو شکل است: یکی اینکه مثلًا هر