فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - ایرادها
دموکرات باشند نه برای غیر خودشان، برای غیر خودشان باید فشار بیاورند، دولت همیشه عامل فشار یک طبقه بر طبقات دیگر بوده؛ تا حالا آنها به این طبقه فشار میآوردند، حالا وقت این است که این طبقه به آنها فشار بیاورد و تو نمیتوانی تاریخ را تفسیر طبقاتی بکنی، در حالی که تاریخ جز تفسیر طبقاتی تفسیر دیگری ندارد. تا آن وقتی که آن طبقهها روی کار بودند آنها فشار میآوردند، حالا که این طبقه روی کار آمده این طبقه باید فشار بیاورد، فشار این هم یک فشار مشروع است. ثانیاً این یک دوره به اصطلاح محلّل و یک دوره موقت است، برای اینکه ما هنوز دوره سوسیالیسم را میگذرانیم و به دوره کمونیسم نرسیدهایم. به دوره کمونیسم که برسیم، دولت بکلی ملغی میشود و دیگر دیکتاتوری پرولتاریا وجود ندارد. در واقع هنوز جامعه منقسم به دو طبقه است: طبقه پرولتاریا و غیر پرولتاریا. طبقه پرولتر حالا باید فشار بیاورد، هر وقت که آن طبقه بکلی محو و نابود شد آنوقت دیگر این دیکتاتوری هم نابود میشود و دولت هم بکلی از میان میرود. این خلاصه حرفشان در اینجاست.
ایرادها
حال دو سه تا حرف باقی میماند و آن این است: یک وقت شما میگویید که در دولتسوسیالیستی مثل دولت سوسیالیستی شوروی، حزب کمونیست به عنوان یک حزب حق فشار و تحمیل بر طبقات دیگر دارد. ممکن است از شما بپرسند چرا؟ این چه امتیازی است که حزب کمونیست برای خودش چنین حقی قائل شده است؟ و یک وقت میگویید نه، این طبقه بر آن طبقه حق فشار دارد. از شما میپرسیم که آیا جامعه سوسیالیستی شوروی هنوز جامعه طبقاتی است؟
شاید خود مارکس هم که [دیکتاتوری پرولتاریا را] گفته است، تا این مقدار نظرش بوده که در حالی که طبقه پرولتر میخواهد حکومت را در دست بگیرد که هنوز جامعه منقسم به دو طبقه است (طبقهای که از محصول کار این طبقه زندگی کردهاند و هنوز هم زندگی میکنند و طبقهای که آن طبقه کارگر است) طبقه کارگر حق دارد که با اعمال خشونت و زور بر آن طبقه حکومت کند تا وقتی که آنها را مجبور کند بر اینکه از این رژیم خودش پیروی و تبعیت کند یعنی دیگر دست از آن وضع مفت خواری خودش بردارد، که این میشود یک مرحله متوسط، همین مقدار و نه بیش از این.
و اما اگر ما قائل بشویم که بعد از شصت سال که لااقل دو نسل تا حالا عوض شده و
[١] حتی از کلمات خود مارکس هم این را نقل میکنند. لنین آن را به موقع اجرا گذاشت و حتی میان کمونیستها اختلاف نظری به وجود آمد و شاید از اختراعات لنین باشد.