فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧ - انتقال به دوره بورژوازی
سرمایه داری میرسیم. اینجا فقط یک زمینهای ذکر میکنند برای انتقال از فئودالیسم تدریجاً به سرمایه داری، البته اول به دوره بورژوازی، که چطور میشود که فئودالیسم ضعیف میشود و بورژوازی میرسد. (مثل اینکه توجیه از نظر ابزار تولید هم خیلی ساده است و توجیه کردهاند.)
میگویند صنعت در دوره فئودالیسم تدریجاً رشد میکند، یک طبقهای به عنوان ارباب صنایع به وجود میآید، مبادلات هم توسعه پیدا میکند، در ابتدا مبادلات منحصر و محدود است به همان حوزه خان، یعنی محصولاتی که در قلمرو او تولید میشود در قلمرو همان خان هم مصرف میشود و از این قلمرو به قلمرو دیگر تجاوز نمیکند و از آن قلمرو نیز محصولی به این قلمرو نمیآید. قهراً وقتی که محصولات در یک قلمرو محدودی مصرف بشود بسا هست بسیاری از آن معاملات معاملات جنسی باشد نه معاملات پولی یعنی معاملات کالا به کالا باشد، مثلًا گندم بدهند خرما یا ماست و یا روغن بخرند؛ پشم بدهند جو یا برنج بخرند؛ و امثال اینها. در دهات، معاملات کالا به کالا لااقل تا چند سال پیش معمول بود یعنی کمتر اتفاق میافتاد که مغازه داران و دکاندارها از طرف پول بگیرند، چون اغلب پول نداشت. مثلًا این آدم مقداری چای میخواست، میدیدی که دستمالش را پر از گندم کرده آورده و به دکاندار میگوید این قدر چای به من بده.
به هرحال وقتی که دایره مبادلات مضیق و محدود باشد و جامعه جامعه محدودی باشد، حتی پول هم ممکن است که در این دوره چندان رایج نباشد. ولی تدریجاً به عللی مبادلات توسعه پیدا میکند. این توسعه مبادلات سبب میشود که کم کم یک طبقهای که آنها را طبقه واسطه مینامند یعنی طبقه بازرگان، طبقهای که رابط است میان تولیدکننده و مصرف کننده و در واقع او را باید به یک معنا طبقه توزیع کننده هم نامید، به وجود بیایند. کالاهایی را از نقاط دوردست به نقاط دیگری میبرند. کم کم کار به کالاهای به اصطلاح تجملی میکشد؛ همان خانی که قبلًا با مردم که زندگی میکرد شبیه به همان مردم لباس میپوشید، کفشش شبیه کفش مردم بود، قبا و جبّهاش نظیر قبا و جبّه مردم دیگر بود، فرشی که در خانه خودش گسترده بود نظیر فرشی بود که در خانه دیگران بود، لوازم سوختش مثل لوازم دیگران بود، در اثر اینکه صنعت در یک گوشهای ترقی میکند، فرض کنید یک نوع پارچهای در یک جایی پیدا میشود، در اثر مسافرتها یا به جهت دیگر اطلاع پیدا میکند که یک پارچهای در کجا پیدا شده یا خود آن پارچه را در اینجا عرضه میدارند؛ خوب، بشر است، همین قدر که دید یک چیز جدیدی آمده هرکسی که امکانات دارد