فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - غریزه چیست؟
یک سلسله حوادث عصبانی شده است. مثلًا یک مصیبت سختی بر او وارد شده، بعد همیشه محزون و غمناک زندگی میکرده است. آیا این عصبانیت به بچه هایش به ارث میرسد؟ این محل بحث است. یک وقت خود پدر در اصل ژنهایش یک چیزهایی است که او را عصبانی کرده، یک امر اکتسابی نیست، یعنی عصبانیت اکتسابی ندارد، به علل خاصی که الآن ما نمیدانیم این عصبانیت در ژنهای پدر از اول که به دنیا آمده وجود داشته، بعد در بچه هایش هم به ارث میرسد.
به هر حال مسئله به این شکل هم قابل توجیه نیست. البته توجیهات دیگری که کردهاند همان توجیهات الهی است که اینها جز از طریق همان هدایت عمومی که همه اشیاء در مسیر خودشان هدایت میشوند (منتها هر موجودی به یک نحوی) نیست، و الآن متقنترین نظریهها همین نظریه است.
- به گرسنگی و تشنگی و ... غریزه نمیگویند؟
استاد: نه، خود احساس گرسنگی اصلًا عمل نیست. غریزه در مورد یک عمل گفته میشود نه در مورد یک احساس. اینکه مثلًا به بدن انسان سوزنی فرو کنند و احساس درد کند، ربطی به غریزه ندارد. همچنین گرسنگی یک فعل و انفعال درونی است که واقعاً درون انسان را ناراحت میکند؛ احساس گرسنگی یک نوع احساس درد است. غریزه این است که انسان کاری را به صورت صحیح انجام بدهد بدون آنکه یاد گرفته باشد. مکیدن پستان توسط نوزاد چنین چیزی است.
مکیدن پستان، صرف اینکه بچه سرپستان را به لب بگیرد نیست. اولًا از ابتدا در جستجوی پستان است، خودش نشان میدهد که دنبال یک کاری است. ثانیاً خود آن مکیدن به شکل خاص و بعد فرو بردن، تمام این عملیاتِ بلعیدن و غیره را بدون اینکه تا حالا سابقه و تجربهای داشته باشد به نحو صحیح انجام میدهد. این دستگاه به صورت خودکار، کار خودش را درست انجام میدهد.
- اینکه میگویند «غریزه جنسی» در واقع با مسامحه است.
استاد: بله، غریزه جنسی اگر بگویند معنی دیگری است. البته در همان جا هم باز یک نوع آگاهیهای فطری وجود دارد.