فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - سوسیالیسم تخیلی
کند. بله، میتواند یک کارهایی بکند که اندکی حرکت این سیل را کند کند مثل اینکه بیایند یک کیسه گونیهایی جلو آن قرار دهند و موقتاً کمی جلو سیل را بگیرند. ولی بعد فشار سیل میآید آن کیسه گونیها را میبرد. سرنوشت نهایی به دست انسان نیست، با همان دینامیسم تاریخ و با همان ذات تاریخ است. انسان این مقدار میتواند نقش داشته باشد.
آنوقت از نظر اینها سوسیالیسم میشود یک پدیده تاریخی که در مرحله معینی از تاریخ پدید میآید و این است معنی سوسیالیسم علمی. آنگاه سوسیالیسم میشود مثل هر پدیده دیگر از پدیدههای اجتماعی و مثل عارضه سفیدی موی در سر و صورت انسان که یک مرحله معین و مشخصی از زندگی انسان دارد و انسان فقط میتواند این را بشناسد و قوانینش را درک کند ولی نمیتواند جلو سفیدی مو را بگیرد و با آن مبارزه کند. بله، در یک حد خیلی کمی میتواند با آن همگامی داشته باشد یا نه.
سوسیالیسم تخیلی
هر سوسیالیسمی را که با توجه به مرحله تاریخی نباشد «سوسیالیسم تخیلی» میدانند یعنی کسانی که خیال میکنند که آن جور زندگانی سوسیالیستی را در هر شرایطی میشود ایجاد کرد و قبل از اینکه این شرایط فنی و اقتصادی پیدا بشود میتوان آن را به وجود آورد [به دنبال یک امر تخیلی هستند و مانند نوجوانی میباشند که آرزو دارد کودک] [١] یک سالهای که حرف هم بزند برایش پیدا بشود. خوب این آرزوست. آرزو هیچ وقت بر نوجوانان عیب نیست. ولی این آرزو هیچ وقت محقَق نمیشود، اگر بخواهد محقق بشود یک شرایط زیستی دارد که تا آن شرایط زیستی محقق نشود امکان تحقق پیدایش فرزند نیست. این [بود] سوسیالیسم علمی به این معنا که این آقایان میگویند که ماورای آن را سوسیالیسم تخیلی میدانند.
حال این سوسیالیسم علمی که میگویند یک مرحله مشخص از تاریخ است، میپرسیم چه مرحله مشخصی؟ جواب میدهند مرحله بعد از مرحله کاپیتالیسم. یعنی نوبت به سوسیالیسم نمیرسد مگر آنکه کاپیتالیسم رسیده باشد و دوره خودش را طی کرده باشد. بعد از دوره کاپیتالیسم و آن تضادهای درونی کاپیتالیسم است که خود به خود منجر به سوسیالیسم میشود.
این است آن معنایی که در جلسه پیش گفتیم که میگویند
[١] [افتادگی از نوار است.]