فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٩ - پیدایش کارتلها
تدریجاً بر تولید میافزایند و بر استثمار کارگر هم میافزایند و قهراً بین آنها یک رقابتی برای به دست آوردن بازارهای فروش حکمفرماست، آنوقت ناچار هستند که جبراً قیمت اجناس را پایین بیاورند برای اینکه سرمایه در گردش و حرکت باشد و بتوانند اجناس را به فروش برسانند. پایین آوردن قیمت فروش میزان سود را پایین میآورد. پایین آمدن میزان سود ناچار بر فشار بر کارگر بیشتر میافزاید برای اینکه اگر به کارگر دستمزدی در یک حد معینی که بالضروره باید به او بدهند ندهند نمیتواند کار بکند، همین طور که مالک یک حیوان برای اینکه از حیوانش بار بکشد باید به او یک مقدار آذوقه بدهد که آن حیوان نیروی باربری داشته باشد. ناچار کارفرما هم باید به کارگر حداقل آن مقداری که بتواند کار را انجام بدهد بپردازد؛ از مزدش که نمیتواند کم بگذارد، ناچار است که از وقتش بیشتر بگیرد و بیشتر روی او فشار بیاورد. و همینها سبب میشود که تضاد و تناقض میان طبقه کارگر و طبقه سرمایهدار بیشتر بشود و منجر به انقلاب بشود.
پیدایش کارتلها
ولی یک پدیده جدیدی در دنیا به وجود آمد و این پدیده در واقع باید گفت برخلاف آن فلسفهای بود که گفته میشد. قبلًا رقابت یک خصلت ذاتی سرمایه داری شمرده میشد ولی بعد معلوم شد که قضیه اینجور هم نیست، این سرمایه دارها اگرچه گرگهایی هستند که دارند گوسفندها را میبرند، به موقعش هم میتوانند حساب کار خودشان را بکنند یعنی وقتی که میبینند رقابت به ضرر همهشان است میآیند با همدیگر سازش میکنند و رقابت تبدیل به همکاری میشود، به این نحو که با خود میگویند حالا ما چرا این کار را بکنیم، چرا بیاییم با همدیگر رقابت کنیم و قیمتهایمان را پایین بیاوریم که هم پدر من دربیاید هم پدر تو؛ اصلًا با همدیگر میسازیم، یک شرکتهایی دایر میکنیم و یک توافقهایی میکنیم که قیمت را تثبیت کنیم که از یک حد معین کمتر نفروشیم. قهراً از اینجا آن چیزی در دنیا به وجود آمد که آن را «کارتل» نامیدند. کارتلها عبارت است از مؤسسات یا شرکتهای بزرگ تولیدکننده کالا (حالا اسمش را شرکت بخواهند بگذارند یا چیز دیگری) که در عین حال که هرکدام برای خودشان شرکتهای مستقلی هستند و سود و زیانشان به خودشان تعلق دارد ولی مجبورند که در محدوده یک قرارداد عمل کنند. آن محدوده قرارداد یکی این است که از نظر قیمت با یکدیگر رقابت نکنند یعنی قیمت گذاری را با توافق همدیگر انجام دهند. مثلًا سال به سال بنشینند بگویند این کالا را- که فرض