فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٥ - جنگ میان امپریالیستها
ثابت نیست، یعنی ممکن است یک واحد امپریالیسم به وجود بیاید، یک واحد جدید امپریالیسم هم در یک جای دیگر دنیا به وجود بیاید. این را دیگر کسی نمیتواند تضمین کند که سرمایه دارها منحصر در آنها هستند، ممکن است در یک گوشه دیگر دنیا یک عده دیگر سرمایهدار با همدیگر متحد بشوند.
آنوقت رقابت باز میان ایندو واقع بشود. در این صورت اینها دیگر از طریق اینکه بخواهند همدیگر را با فروش ارزانتر از بین ببرند اقدام نمیکنند. امپریالیسم، دیگر حالا رسیده به مرحلهای که تمام قدرتها را در اختیار گرفته، اسلحهها و دولتها را در اختیار گرفته. اینجاست که اختلاف خودشان را با جنگ حل میکنند یعنی مجبورند که یک جنگهایی به وجود بیاورند.
همین جنگهای بین المللی که در دنیا به وجود آمده در واقع جنگهای امپریالیستی بوده، یعنی هیچ یک از این جنگهای بین المللی جنگ میان طبقهای و طبقهای دیگر نبوده، جنگ میان طبقه سرمایهدار و طبقه کارگر و پرولتاریا نبوده بلکه جنگِ میان سرمایه دارها بوده، مثل جنگ بین المللی اول که میگویند ماهیت اقتصادی داشته است. جنگ بین المللی دوم هم همینطور بود و چنین ماهیتی نداشت. جنگ بین المللی دوم ابتدا که به وجود آمد، میان متفقین از یک طرف و دول محور از طرف دیگر بود. اگر آلمان با انگلستان جنگید، اینها در واقع دو سرمایهدار و دو استعمارگر بودند که جنگشان هم سر تصاحب ممالک مستعمره بود. جنگ میان سرمایهدار و کارگر که نبود.
آمریکا هم که وارد شد، باز به عنوان یک سرمایهدار دیگر که آلمان را برای آینده خودش یک خطری میدید با او جنگید. اگر شوروی هم پا در میان گذاشت، در آنجا هم باز جنگ میان دولتی و دولت دیگری بود و جنگ میان دو سرمایهدار بود چون وقتی دولت شوروی را در نظر بگیرند خودش یک سرمایهدار است. جنگ میان دولتی و دولت دیگر بود و لهذا جناب شوروی در کنار آمریکا یعنی در کنار بزرگترین سرمایه دارهای دنیا جنگید. جنگ شوروی و آمریکا که نشد.
جنگی بود که میان آلمانها از یک طرف و آمریکا در درجه اول از طرف دیگر بود: بعد که آلمانها به شورویها حمله کردند آمریکاییها هم که انگلیسها آنها را با خودشان همراه کرده بودند (آنها هم فکر کرده بودند که باید از آن انزوای «مونرو» خارج بشوند، دیگر نمیتوانند در دنیای منزوی زندگی کنند و باید دنیا را داشته باشند) وارد جنگ شدند. بنابراین الآن هم واقعاً دنیا را جنگهایی تهدید میکند. در این شکی نیست. البته «تهدید» میکند، نمیشود گفت که جبراً واقع خواهد شد، ولی خطر جنگ هیچ وقت از بین نرفته است. اما این جنگهای بزرگ جهانی ماهیت اینچنینی [یعنی طبقاتی] ندارد.