فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - چند مثال
افلاطون استفاده کرده ولی آن را نسخ کرد و آمد جای آن نشست، و فلسفه دیگری آمد فلسفه ارسطو را نسخ کرد و جای آن را گرفت؛ همان حرفی که ما در باب ادیان میگوییم. ما اگر میگوییم تکامل ادیان، همیشه کلمه «نسخ» را به کار میبریم. در نسخ و تکامل ادیان، هیچ وقت ما نمیگوییم واقعاً یک دین در سیر تکاملی خودش تبدیل به دین دیگر میشود، بلکه معنایش این است که دوره آن دین منقضی میشود، و لذا تعبیر «نسخ» میآید، ناقصتر میرود کاملتر جای آن را پر میکند و میگیرد؛ نه اینکه واقعاً همان ناقصتر عیناً همین شده است، این اوست، همان دینی که مثلًا مسیح آورده، الآن هم همان دین مسیح است که کم کم بزرگ شده و به صورت اسلام درآمده است؛ نه، آن نسخ شد و یک چیز دیگری جایش را گرفت.
مثال دیگر: میرویم سراغ روابط اجتماعی، یعنی به اصطلاح مکانیزم جامعه. یکی از چیزهایی که تکامل پیدا میکند مکانیزم خود جامعه است. جامعه هرچه ابتداییتر باشد سادهتر است. سادهتر است یعنی چه؟ یعنی تنوع و همچنین انسجام و وحدت در او کمتر است. در تکامل، به قول این آقایان چند چیز صورت میگیرد. اول باید که اجتماع و تراکم یک عده اشیاء باشد. اگر یک عده اشیاء نباشد تکامل زمینهای پیدا نمیکند، یعنی اگر ما یک واحد و یک عنصر داشته باشیم، تکامل در آن معنی ندارد، باید اول انبوهی از مواد جمع بشوند و اجتماع پیدا کنند تا زمینه اولی تکامل پیدا شود. بعد از آن، صرف اینکه انبوهی دور یکدیگر جمع بشوند کافی نیست که بگوییم به مرحله کمال رسیدهاند؛ هر وقت این انبوه در خودشان تنوع و تقسیم کار به وجود آوردند و به اصطلاح امروز ارگانیزه شدند یعنی تشکیلات در آنها به وجود آمد، مجموعْ یک هدف داشتند و برای آن هدف واحد تقسیم کار شروع شد و به صورت اعضا درآمدند، آنگاه میتوانیم بگوییم به مرحله کمال رسیدهاند.
امر دیگر این است که تقسیم کار اگر متشتت باشد باز هرج و مرج است، باید هدف واحدی در کار باشد و یک انتظامی همه اینها را به سوی هدف واحد نظم بدهد. این، هم در تکامل طبیعی و هم در تکامل اجتماعی وجود دارد.
جامعه هم اینجور است. جامعههای ابتدایی، مثل اینکه انسان الآن در زندگیهای بدوی یا حتی در دهات برود، آن هم یک زندگی اجتماعی است، تشکیلات دارد ولی یک تشکیلات بسیار سادهای، یعنی مجموع کارها که تقسیم شدهاند و انسانها به منزله عضو اجتماع درآمدهاند، میبینید مثلًا از ده تا بیشتر نیست. در این ده یک عدهای کشاورزی