فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - ایدئولوژی و جهان بینی
[نیست.] مثلًا قبلًا ما در مسائل ریاضی وقتی درباره دایره یا مثلث یا مربع استدلال میکردیم یک جور فکر میکردیم ولی این متعلق به وقتی بود که الاغ سوار میشدیم، تا این عوض شد و تبدیل به هواپیما گردید یکمرتبه طرز تفکر ما درباره مسائل ریاضی عوض شود. نه، طرز تفکر به اینها عوض نمیشود.
- اینها برای علوم زیربنای اقتصادی را مطرح میکنند و میگویند انگیزه اقتصادی هدف است برای پیشرفت علوم، نه تغییر ابزار تولید را.
استاد: خیر، انگیزه اقتصادی که همیشه هست. ابزار تولید در هر وضعی باشد روابط تولیدی خاصی را ایجاب میکند. ابزار تولید که تغییر کرد جبراً به دنبال خود روابط تولیدی را تغییر میدهد. روابط تولیدی که تغییر کرد تمام شئون دیگر باید عوض شود. این حرف در باب فلسفهها ممکن است درست باشد چون ممکن است بگویند اغلب فلسفهها یک سلسله فرضیههاست، این فرضیهها در هر زمانی متناسب با وضع زندگی آن مردم است، وضع زندگی عوض شود فرضیههای فلسفی هم عوض میشود. ولی در باب علوم قطعاً چنین حرفی را نمیشود گفت. در باب فلسفههایی هم که ریشههای منطقی محکمی دارد چنین حرفی را نمیشود زد.
ایدئولوژی و جهان بینی
مطلب دیگری که اینجا یک نوع خدشه و مناقشهای شاید در اصطلاح میشود در آن کرد و به هر حال مطلب مفیدی است این است؛ میگوید:
ایدئولوژی عبارت از جهان بینی موجود در بین مردم در هریک از مراحل تاریخی است. بدین جهت ایدئولوژی اعم از بدیهیات و عقاید و مذاهب و عادات و امثال آنها میباشد.
ایدئولوژی را نمیشود با جهان بینی یک چیز دانست؛ جهان بینی یک چیز است، ایدئولوژی چیز دیگری است. یا حداکثر باید بگوییم جهان بینی زیربنای فکری هر ایدئولوژی است. انسان یک نگرش به هستی دارد که هستی را به گونهای تفسیر میکند.