فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - ابعاد تکامل اجتماعی انسان
پس ماشین یعنی آن چیزی که کاری را انجام میدهد نظیر کار انسانی ولی با مقیاسی صدها و هزارها برابر کارهای انسانی. این آخرین تعریفی است که این آقایان کردهاند که همین جا یک مطلبی در اینجا پیدا میشود که برای همه وحشتناک است. آن مطلب این است: این آقایان میگویند یکی از وجوه تفاوتی که کارگر دوره ماشینی با کارگرهای عادی گذشته دارد این است [١] که در اینجا کارگر محرک نیست فقط مراقب ماشین است؛ نقشی که کارگر و پرولتر در کارخانهها دارد این است که مراقب و مواظب ماشین است، ببیند که اگر ماشین نقصی پیدا کرد فوراً نقص را برطرف کند یا اگر احتیاج به سرویس دارد سرویس کند. تفاوت دوم (چون این تفاوت را گفتیم آن را هم بگوییم) این است که ماشین کارگر را به شکل یک ابزار کار درمیآورد به طوری که اصلًا ماهیت کارگر را عوض میکند و تغییر میدهد.
ابعاد تکامل اجتماعی انسان
این یک نکتهای است که قطع نظر از حرفی که اینها گفتهاند، در محل خودش (در موضوع تکامل اجتماعی انسان) این مسئله مطرح است- که ما خودمان هم در بعضی سخنرانیها مطرح کردهایم- و آن این است: جامعه که تکامل پیدا میکند، این تکامل را در قسمتهای مختلفی میشود در نظر گرفت: تکامل در علم و آگاهی و تکامل در فن و صنعت و در تسلط بر طبیعت که اینها را یک نوع تکامل میگیریم. تکامل دیگر تکامل در جنبههای انسانی است، در انسانیت، در عواطف انسانی، در گرایشهای انسانی؛ که اینها همیشه با یکدیگر توازن ندارند یعنی چنین نیست که اگر انسان از جنبه علمی پیشرفت داشته باشد لزوماً از این جنبه هم پیشرفت دارد یا ندارد.
سوم، تکامل جامعه در ساختمان خود است، یعنی جامعه و بلکه هر موجودی هرچه بسیطتر باشد، از نظر ارگانیسم وضع ساده تری دارد. در گیاهان هم این قضیه حکمفرماست، در حیوانات هم حکمفرماست، در صنایع هم حکمفرماست. مثلًا صنایع: اولین ماشین یا اولین بالنی که در دنیا پیدا شده وضع خیلی سادهای داشته، آن که بعدتر پیدا شده توسعه بیشتری پیدا کرده یعنی کارها بیشتر در آن تقسیم شده به طوری که ابعاض و اجزاء و دستگاههای بیشتر و متنوع تری پیدا کرده است.جامعه هم همین جور