فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - دوره اشتراک اولیه و دولت
استاد: همان سوسیالیسم چرا باید دوام پیدا نکند، همینطور ابزار تولید تکامل پیدا بکند، هیچ مالکیت اختصاصی هم پیدا نشود؟ آخر چرا آن مانع کار باشد؟ آنها بگویند مقدمه است، ولی بالاخره باید قبول کنند که این فعلًا مانع است، این مانع را باید از جلو راه برداشت.
- تعبیر دیگر برادروار بودن عواطف است. آنها که عواطف را قبول ندارند.
استاد: آیا قبول دارند که مساوی بودند، اشتراک داشتند، همه کار میکردند، همه برابر یکدیگر بودند، همه برادروار [زندگی میکردند، حال] منشأ برادری را هرچه میخواهید بدانید. من میگویم این چه مانعیتی دارد؟ شما مثلًا اینطور بگویید: مالکیت فردی ابزار تولید در سرمایه داری با رشد روزافزون ماشین جور درنمی آید، چطور؟ مکانیسم آن را هم بیان میکنند: برای اینکه این ماشین باید روز به روز بر محصولش افزوده بشود، چون دائماً تولید میکند باید دائماً به مصرف برسد، سرمایهدار مجبور است (حرفهایی که دروغ از آب درآمد) روز به روز بر کار کارگر بیفزاید و از مزد کارگر هم کم بکند برای اینکه اگر نکند دچار بحران میشود. این کار را میکند ولی از طرف دیگر با انقلاب کارگری مواجه میشود. میگویید شما در دوره اشتراک اولیه چطور میتوانید یک چنین بیانی داشته باشید؟ مسلّم در اینجا چنین بیانی ندارند.
دوره اشتراک اولیه و دولت
مسئله دیگر مسئله دولت است. میگویند در آن وقت دولت به معنی حکومت وجود نداشت، حداکثر فقط رسوم و عاداتی بود که در میان مردم موجود بود، چرا؟ برای اینکه اصلًا دولت مولود زندگی طبقاتی است؛ یعنی وقتی که زندگی طبقاتی میشود و یک گروه استثمارگر و بهره کش میشوند و یک گروه بهره ده، گروه بهره کش به یک نیروی مجریه و به یک قدرت و زور و سلطهای برای خود احتیاج دارد که آن بهره ده را همیشه رام نگه دارد. آن سلطهای که وضع موجود را حفظ میکند اسمش دولت است. و لهذا مارکس هم گفته است که دولت یکی از آن سه عامل از خود بیگانگی انسان (سرمایه و دولت و مذهب) است و در جامعه بیطبقه هرسه باید از بین برود و [درباره] این که الآن خود اینها خشنترین دولتها را دارند، میگویند که این حالا یک مقدمه است، ما فعلًا در مقدمه آن