فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - تناقض
دیگر- چنین چیزی است. تمام مردم یک ده مانند یک خانواده زندگی میکنند، آن ده دیگر هم مانند یک خانواده زندگی میکند و همینطور ... ولی دیگر اینها استقلال مطلق ندارند.
یک دولتی حاکم بر همه اینهاست و دولت میآید نیازهای اینها را تأمین میکند و مازادها را میگیرد و برای خودش میبرد که بعد آن را باز میان همه مردم تقسیم کند. اما آنچه در قدیم بوده که چنین چیزی نبوده است. نظام قبایلی قدیم- که اینها هم قبول میکنند نظام قبایلی بوده- یک نظام نیمه اشتراکی و نیمه اختصاصی بوده و در آن مبادله وجود داشته است. تا ذخیره وجود نداشته باشد مبادله نمیتواند وجود داشته باشد.
معنی مبادله این است: بعضی از قبایل فقط به تربیت گوسفند میپرداختند، گوسفندها را اهلی کرده بودند ولی بیش از مقداری که خودشان احتیاج داشتند تولید میکردند. در مقابل، به گندم احتیاج داشتند. قبیله دیگر بیش از مقداری که خودش احتیاج داشت گندم تولید میکرد ولی به گوشت نیاز داشت. جنس به جنس مبادله میشد: از آن قبیله گوشت میگرفت و به آن گندم میداد.
قبیله دیگری مثلًا گاو تربیت میکرد. باز این قبیله به هر دوی آنها گاو یا گوشت گاو میداد و از آنها گندم و گوسفند میگرفت.
پس این نشان میدهد که با اینکه بشر رسیده بوده است به دورهای که مازاد مصرف وجود داشته، در عین حال مبادله و مالکیتِ به همین شکل (مالکیت نیمه اختصاصی و نیمه اجتماعی) وجود داشته است. پس ما نمیتوانیم برده داری را مولود پیدایش مازاد مصرف بدانیم و بگوییم همین قدر که بشر مازاد مصرف پیدا کرد به برده داری پرداخت. نه، دورهها بر بشر گذشته که مازاد مصرف هم داشته و هنوز به بردگی نپرداخته است. با تئوری ما قضیه درست میشود. چرا در آنجاها بردگی نبوده است؟ برای اینکه در میان قبیله حکومت عاطفی حکمفرما بوده است. راه دیگری ندارد. این دورهها را دورههای ماقبل بردگی مینامند. البته بیانات مختلفی در این زمینهها دارند که اینها را عرض میکنیم. حال قسمتهایی را برایتان میخوانیم. همین است که عرض کردیم ولی در عین حال میخوانیم، نقدهایی هم در ضمن هست که عرض میکنیم.
عمده بحثی که در دوره برده داری هست یکی مسئله دولت است و دیگر مسئله مذهب. اینها مسئله دولت و مسئله مذهب را در دوره برده داری مطرح میکنند، چون به عقیده اینها در دوره برده داری است که مالکیت اختصاصی به وجود میآید و این مالکیت