فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦ - دولتهای دموکرات
دو نظریه مخالف
یک نظریه این است که دولت یک امر فطری است؛ فطری بشر است که باید دولت داشته باشد و یک دولتی در کار باشد. من نمیدانم چنین حرفی را تا حالا کسی گفته یا نگفته که به عنوان یک فطرت فردی در انسانها بگوییم دولت داشتن یک امر فطری برای بشر است. خیال نمیکنم چنین حرفی را هیچ کس تا حالا گفته باشد. اگر هم افرادی نظرشان به آن نظریه معروف ارسطویی است که گفته است انسان مدنی بالطبع و اجتماعی بالطبع است، نگفتهاند دولت داشتن طبیعی انسان است، بلکه گفتهاند طبیعت انسان طبیعت اجتماعی است که باید زندگی اجتماعی داشته باشد ولی دیگر هیچ کسی ادعا نکرده که چگونگی این زندگی اجتماعی هم یک امر فطری است، اینکه دولتی باید داشته باشد یا نباید داشته باشد این هم یک امر طبیعی و فطری است. ولی اینها معمولًا بنایشان بر این است که همیشه جنبه تبلیغی به حرف خودشان میدهند و از نظریات مخالف مخصوصاً یک چیزهایی را نقل میکنند که خیلی واضح باشد که درست نیست.
یا اینکه بعضی گفتهاند که دولت به اراده خداوند به وجود میآید. میگوید نه، چنین چیزی نیست، پیدایش دولت یک سلسله علل مادی دارد، همینهایی که گفتیم: وقتی جامعه به دو طبقه تقسیم میشود آن طبقه بهره کش احتیاج پیدا میکند به اینکه قدرت و تشکیلاتی به وجود بیاورد و این قدرت و تشکیلات هم روز به روز کاملتر میشود؛ ارتش میخواهد، اطلاعات میخواهد، زندان میخواهد، شهربانی میخواهد. پس دلیلی ندارد که ما این را به یک علت ماوراء الطبیعی توجیه کنیم. البته این هم واضح است که هیچ کس نمیگوید که فقط دولت به اراده خدا به وجود آمده ولی ملت به اراده خدا به وجود نیامده است. خوب، اگر کسی میگوید دولت به اراده خدا به وجود آمده، از باب این است که همه چیزِ عالم را میگوید به اراده خدا به وجود آمده نه اینکه این یکی به اراده خداست آنهای دیگر به اراده خدا نیست؛ یعنی نوع وابستگی همه اشیاء به اراده خداوند به شکل متساوی است. به هرحال اینها یک حرفهای بیسر و تهی است که ذکر میکنند.
دولتهای دموکرات
اینجا مسائلی قابل طرح است و یکی از آنها را خودشان طرح کردهاند و آن این است که میگویند دولتها مطلقاً حافظ منافع یک طبقه معین هستند. دموکراتترین دولتهای عالم هم- مثلًا اگر بگویید در زمان ما انگلستان یک دولت دموکراتی است- باز حافظ منافع