فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤ - پایگاه مستقل فکری انسان
که در آن مقام میتواند خود را از همه شرایط آزاد کند و بعد مستقل و محیط و حاکم بر شرایط فکر کند. اما اینها چنین مقامی و چنین اصالتی را برای انسان قائل نیستند. اگر یادتان باشد در یکی از جلسات، مسئله منطق را طرح کردیم، گفتیم این سخن که ذهن انسان را به آئینه تشبیه میکنند یک تشبیه خوبی است، از قدیم همه تشبیه کردهاند، میرسید شریف هم در اول کتاب کبری میگوید: «بدان که آدمی را قوّتی است درّاکه، در وی منتقش میگردد صور اشیاء چنانکه در آئینه.» از این جهت وجه شبه، وجه شبه درستی است. واقعاً گویی انسان با این نیروهای ادراکی و این روزنههای حسی که دارد درست مثل یک آئینهای است که هرچه در بیرون هست همان را منعکس میکند. و حتی یک وجه شبه دیگر هم در کار هست و آن این است که خصوصیات درونی آینه در خصوصیت عکس تأثیر میگذارد؛ یعنی اگر آینه رنگی باشد، آن صورتی هم که در آن منعکس میشود همان رنگ را به خودش میگیرد. از این جهت آینه مثل عینک است که اگر انسان عینک سیاه بزند اشیاء را سیاه میبیند. تا یک حدی ذهن انسان هم همینطور است یعنی اگر تحت تأثیر حالات و اوضاع مختلف قرار بگیرد جهان را آنچنان میبیند که خودش هست. آدم بد همه چیز را بد میبیند، آدم خوب همه چیز را خوب میبیند. مولوی میگوید:
گر تو باشی تنگدل از ملحمه | تنگ بینی جوّ دنیا را همه | |