فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - سخن غزالی
باشد، حق انتخاب مسکن و ...) ارزش فوق العادهای دارد. انسان، تنها یک حیوان نیست که اگر فقط شکمش را سیر کردیم دیگر همه کارها تمام است. الآن در این کشورهای سوسیالیستی چون سوسیالیسم را تنها با همان سلب مالکیت تعبیر کردهاند یک رژیمهای پلیسی مخوفی حکومت میکند که از آزادی در آنجا کوچکترین خبری نیست و لهذا روشنفکرهای امروز آن نوع زندگی را دیگر سوسیالیسم نمیشمارند. راسل سوسیالیسم را به گونهای تعریف کرده که آن جنبههای معنوی قضیه مانند آزادی هم در آن باشد. میگوید سوسیالیسم عبارت است از مالکیت مشترک زمین و سرمایه (تا این مقدار را مارکسیستها هم میگویند) تحت یک شکل دموکراتیک حکومت (یعنی نه به نام دیکتاتوری پرولتاریا که سیاهترین دیکتاتوری دنیاست. بعد یک قید دیگر هم آورده است:) «و مستلزم آن است که تولید به منظور استفاده و نه سودجویی باشد و بعلاوه تقسیم تولید بهطور مساوی انجام گیرد.» این همه قید را در آن داخل کرده است.
تا اینجا مربوط به تعاریف سوسیالیسم بود که قسمتهایی از آنها مشترک بود.
سخن غزالی
در مسئله مالکیت اشتراکی ثروت (ابزار تولید یا مطلق ثروت) نیز نظریات معنویون با نظریات اینها متفاوت است. یک حرفی غزالی دارد (تفسیر طنطاوی از او نقل کرده بود، خودم مستقیم در کتابهای غزالی ندیدهام) میگوید که در مسئله مال و ثروت، روح نظر اسلام این است که از این مال و ثروت همه مردم باید استفاده کنند یعنی مال و ثروت در درجه اول حق جمع است و در درجه دوم یک اولویتی فرد پیدا میکند. (همین نظریهای است که آقای طباطبایی هم در تفسیر المیزان در این حد ذکر کردهاند.) میگوید که نظر اسلام این است که مسلمانان به صورت اشتراکی زندگی کنند یعنی جیبها از همدیگر جدا نباشد. آن نکته جالبی که میگوید این است: ولی اسلام نمیخواهد که این کار بر مردم تحمیل بشود یعنی به زور یک جامعهای را به این صورت دربیاورند، از این بگیرند به آن بدهند. اسلام میخواهد انسانها به درجهای از تکامل روحی و معنوی و ایمانی برسند که خودشان این را انتخاب کنند، یعنی- به زبان امروز اگر بخواهیم بگوییم- سوسیالیسم اسلامی جنبه اجباری ندارد جنبه اختیاری اخلاقی دارد یعنی در آینده بشریت به این مرحله خواهد رسید که خودش به اختیار خودش این کار را میکند؛ نظیر آن تعبیری که امام کاظم علیه السلام به آن شخص فرمود که معنایش این است: ایده آل اسلام این است که