فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦ - پدر و مادر سوسیالیسم علمی
- آیا احساس ما بودن و احساس من بودن در انسان متضاد نیستند و امکان وجود دارند؟
استاد: ایندو با همدیگر منافات ندارد. انسان در میان همه موجودات دیگر دارای این مختص است که در عین اینکه یک واحد است جمع واحدهاست. از قدیم این تعبیر را علمای اخلاق مثل شیخ بهایی به کار میبردند که در درون هر انسانی یک فرشته وجود دارد و یک سگ وجود دارد و یک خوک. مقصودشان این است که در انسان غرایز مختلف در آنِ واحد وجود دارد و لهذا انسان در عین وحدت، در درون خودش تضادی دارد. این تضاد در غیر انسان وجود ندارد یعنی در یک امر معدنی- مثلًا یک مرکب معدنی- تضاد درونی نیست، یعنی آن عناصر اگر در ابتدا هم با هم تضاد داشتند بعد که به صورت مرکب درآمدند دیگر آن تضادشان در این مرکب حل شده است. ولی در انسان این گونه است که در عین اینکه دارای یک وحدت واقعی هست، قسمتهای مختلف وجودش استقلالشان را بکلی از دست ندادهاند، یعنی در درون انسان در آنِ واحد هم فرشته وجود دارد هم حیوان؛ حیوان نیز، هم حیوانی که توجهش فقط به شکم است وجود دارد هم حیوانی که توجه به درندگی دارد. بنابراین منافات ندارد که دو کشش مختلف در انسان وجود دارد، یعنی هم کشش مایی در انسان وجود دارد هم کشش منی، که آن را کششهای عالی میگویند و این را کششهای سِفلی. اینها را در زبانهای مختلف گفتهاند. در حدیث است که خداوند حیوان را آفرید از شهوت محض و فرشته را آفرید از عقل محض و انسان را آفرید از ترکیبی از ایندو؛ تا هرکسی کدام جنبهاش بر دیگری غلبه کند. مولوی میگوید:
همچو مجنون در تنازع با شتر | گه شتر چربید و گه مجنون حر | |