فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - انواع زندگی اشتراکی
انواع زندگی اشتراکی
مسئله مالکیت خصوصی به این معنا که در دورههای بعد بوده، فرع بر وجود ثروت است یعنی فرع بر وجود اشیاء با ارزشی است که بشود آنها را نگهداری و ذخیره کرد (چه قبل از آنکه پول به عنوان یک وسیله مبادله کشف شده باشد و چه بعد از آن) و الّا در یک دورههایی که هنوز بشر نمیتوانست اشیاء با ارزش برای خودش را نگهداری کند و مانند حیوانات با وسیله معاش روزمره زندگی میکرده است، موضوع نه برای مالکیت اشتراکی وجود داشته و نه برای مالکیت اختصاصی. حال اگر از ما بپرسند: زندگی گنجشکها براساس مالکیت اشتراکی است یا بر اساس مالکیت اختصاصی؟ [میگوییم] براساس هیچ کدام، گله وار زندگی میکنند. میبینیم همیشه یک دسته گنجشک با همدیگر حرکت میکنند میروند صحرا و با همدیگر برمیگردند. و خیلی از مرغها این طورند؛ صبح گرسنه از لانه هایشان حرکت میکنند و تا شب مشغول جمع آوری دانه هستند، شب با شکمهای سیر برمیگردند و به لانه هایشان میروند. موضوعی نیست برای اینکه مالکیت اینها به صورت اشتراکی باشد یا به صورت انفرادی. در یک وقتی هم که بشر به این شکل زندگی میکرده، اگر گله وار زندگی میکرده دنبال صید و امثال آن بوده یا از علفهای بیابان و یا از میوههای جنگل استفاده میکرده است. احیاناً با هم زندگی میکردهاند اما مثل گوسفندان که به چرا میروند.
گوسفندها که به چرا میروند نه مالکیت اختصاصی دارند نه مالکیت اشتراکی. این زندگی، زندگی مرغان میشود.
- این احساس در انسان بوده که من میتوانم این چیزی را که او به دست آورده از او بگیرم و صاحب شوم.
استاد: اگر احساس هم باشد به صورت یک امر بالقوّه موجود است نه به صورت یک امر بالفعل.
وقتی که موضوعش در کار نباشد، ما نمیتوانیم بحث را در این جهت مطرح کنیم. این بحث روی انسان است. میخواهم بگویم وقتی که زندگی به این شکل باشد آن احساس نمیتواند بالفعل باشد.
اگر زندگی در این حد باشد (حدهای دیگرش را هم عرض میکنم) و اگر انسانها در یک زمانهایی و در یک جاهایی زندگیشان به این شکل بوده که صبح گرسنه از خوابگاه و غارشان بیرون میآمدهاند و دنبال روزی خوردن بودهاند و شام برمیگشتهاند، حداکثر فقط این بوده که برای فرزندان خودشان هم [غذا] تهیه میکردهاند