فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - ٣ ترس
ماتریالیسم تاریخی توجیه میکنند و بالاخره باید به وضع اقتصادی برگردد و مذهب هم باید به اختلاف طبقاتی برگردد، مذهب به عنوان اختراع طبقه زبردست بیان میشود.
٢. جهل
ولی از طرف دیگر چون نظریات دیگری در دنیا وجود داشته است و نخواستهاند از آن نظریات چشم بپوشند و بلکه آن نظریات شاید از نظر مبارزه با مذهب تأثیر بیشتری داشته یعنی تیغ برنده تری بوده است، بیشتر به آن متمسک میشوند ولی وقتی که به آن متمسک میشوند جنبه طبقاتی دادن یک مقدار در آن ضعیف میشود. آن نظریات همان سخنی است که قبل از اینکه اصلًا فلسفههای اینها پیدا شود، در قرن هفدهم و هجدهم درآمده است، گفتهاند که مذهب مولود جهل است و یا مولود ترس است. البته آنجا که میگویند مولود ترس است، یعنی ترس آمیخته به جهل.
آنجا که صرفاً میگویند مولود جهل است، مقصودشان این است که در بشر حس تعلیل وجود دارد، به زبان ما بشر علیت عامه را به زودی درک و کشف کرده، میداند که هیچ حادثهای بدون علت نیست، ولی نظر به اینکه علل واقعی اشیاء را نمیشناخته، آمده است برای اینها یک سلسله علل معنوی و درونی و به قول اینها ماوراء الطبیعی فرض کرده است. چرا باران میآید؟ چرا برف میآید؟ چرا باد میآید؟ چرا طوفان میآید؟ چرا زلزله میآید؟ چرا بیماری میآید؟ چرا مرگ میآید؟ چرا تولد میآید؟ چون علل اینها را نمیشناخته، آمده اینها را به علل ماوراء الطبیعی تعلیل کرده است. پرستش هم بعدها پیدا شده است، چون پرستش قهراً در مقابل قدرت فعال به وجود میآید، وقتی که انسان حس میکند که چنین قدرتی وجود دارد قهراً برای جلب رضایت او یا برای دفع ضرر او به پرستش میپردازد.
٣. ترس
نظریه دیگر که آمیختهای از این نظریه است این است که گفتهاند مذهب معلول ترس است. آمدهاند این غریزه دیگر بشر را در پیدایش مذهب بیشتر دخیل دانستهاند که جمله معروف «ترس پدر همه خدایان است» [بیانگر همین نظریه است.] روی غریزه حقیقت جویی و علت جویی بشر تکیه نکردهاند، بلکه گفتهاند در بشر غریزه ترس هست، غریزه صیانت ذات و ترس از هر چیزی که برخلاف این صیانت ذات باشد؛ و چون با حوادثی وحشتناک و هولناک در طبیعت روبرو میشده و علت این حوادث را نمیشناخته