فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - مسئله بردگی در اسلام
جنگ، سنگینی خودش را پایین نهاده است آنها را میگیرند (حَتّی تَضَعَ الْحَرْبُ اوْزارَها) [١] بعد که آنها را گرفتند این حق را دارند که خانوادههای مسلمان بدون آنکه اجحافی به آنها بکنند، به آنان همان غذایی را بدهند که خودشان میخورند و از همان لباس بپوشانند که خودشان میپوشند و کاری که حرج باشد بر آنها تحمیل نکنند، حتی آنها را در لفظ و اسم تحقیر نکنند، نام غلام و برده و بنده و عبد و غیر آن بر آنها نگذارند بلکه تعبیر فتی و فتاة بکنند- همین طوری که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود- و یک مدت از نزدیک در خانواده مسلمان باشد و بعد او را آزاد کنند؛ یعنی از این دالان تعلیم و تربیتی عبورش بدهند، به صورت یک کافرِ برده وارد بشود و به صورت یک آزادِ مسلمانِ پرورش یافته از این دالان خارج بشود. این یک نوع اعمال دیکتاتوری است ولی به یک منظور مصلحتی فرهنگی، که عملًا هم اسلام از این [قانون] برای همین منظور فرهنگی استفاده فوق العادهای برد. این، امر جایزی است. چطور دیکتاتوری طبقه پرولتاریا جایز است در صورتی که در آن هیچ منظور فرهنگی هم نیست، فقط میگوید باید فشار بر آن آورد چون قبلًا آن فشار میآورده، و [اسلام] نمیگوید باید فشار آورد، میگوید فشار نیاورید، او را در تحت یک آموزش اجباری یعنی در یک محیطی قرار بدهید که اجباراً آموزش و پرورش پیدا کند بدون آنکه فشاری روی او وارد کنید.
آنوقت ایرادی که بر این (دیکتاتوری پرولتاریا) وارد است بر آن (بردگی) وارد نیست چون بر این، ایراد وارد است که آیا جامعه شما هنوز جامعه طبقاتی است؟ فرض این است که جامعه دیگر جامعه طبقاتی نیست، همین قدر که جامعه سوسیالیستی است دیگر طبقاتی نیست. وقتی که جامعه طبقاتی نیست و مخصوصاً شصت سال و دو سه نسل از آن گذشته است، دیگر موضوعی که بهانه برای فشار آوردن میشود منتفی است. اگر بگویید که حزب کمونیست چنین حقی دارد، [میگوییم] شما یک طبقه جدید به نام حزب کمونیست به وجود آوردهاید، یک نوع اعمال فاشیستی هم به نام طبقه پرولتاریا انجام میدهید؛ یک طبقه دیگری به نام کمونیسم به وجود آوردهاید و این طبقه است که [دیکتاتوری میکند.] یعنی جا عوض شده است. قبلًا یک طبقه محروم و بهره ده بودند و طبقه دیگر متنعم و بهره کش، حالا جا را عوض کردهاند: آن طبقه بهره ده قدیم شده بهره کش و طبقه بهره کش قدیم شده بهره ده؛ فرق نکرده، فقط جا عوض کردهاند.
[١] محمّد/ ٤.