فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - مسئله بردگی در اسلام
یعنی نابود کردن دموکراسی. لنین در جواب اینطور میگوید: ... [١] تفکر مادی آشناست وقتی که به مسئله دیکتاتوری یا دموکراسی میرسد فراموش نمیکند که بپرسد برای کدام طبقه؟ دیکتاتوری به نفع کی؟ همه میدانند و مثلًا کائوتسکی مورخ نیز میداند که طغیانهای تاریخی حتی در میان بردگان عهد قدیم جنبه دیکتاتوری برده دارانِ آن دوره را واضح میسازد. ولی آیا این دیکتاتوری باعث از بین رفتن دموکراسی برده داران گردید [٢]؟ پس در حقیقت کائوتسکی مارکسیست یک مشت الفاظ بیمعنا تحویل داده است، زیرا مبارزه طبقات را فراموش میکند و اگر به طریق مادی فکر کنیم میدانیم که دولت یکی از تشکیلات مخصوص زور بوده، تشکیلات خشنی است که برای خرد کردن بعضی طبقات میباشد. چه طبقهای را پرولتاریا باید خرد کند؟ طبیعتاً طبقه استثمارکننده یعنی بورژوازی را. یعنی خاصیت دولت حفظ منافع یک طبقه در مقابل طبقه دیگر میباشد [٣]. استثمارکنندگان، دولت را (مقصود دولت دموکراسی است که فرمی از دولت میباشد) [٤] به وسیلهای برای تسلط طبقه خود بر طبقه استثمارشونده مبدل میسازند و بدین جهت تا زمانی که استثمارکننده وجود داشته و بر اکثریت استثمارشونده حکومت میکند دولتِ دموکراسی نیست، فقط دموکراسی برای استثمارکننده است. دولت استثمارشوندگان (که همین دولت پرولتاریا باشد) [٥] باید اصولًا با چنین دولتی فرق داشته باشد، یعنی باید دستگاه دموکراسی استثمارشوندگان بوده (در میان خودشان باید دموکراسی باشد) [٦] و برای فشار به استثمارکنندگان به وجود آید.فشار به یک طبقه یعنی عدم تساوی نسبت به طبقه مزبور، یعنی دوری از دموکراسی، یعنی دیکتاتوری.
[١] [چند ثانیه از نوار افتادگی دارد.][٢] میگوید که خود برده داران هم میان خودشان دموکراسی دارند ولی اینها علیه بردهها دیکتاتوری داشتند.[٣] در همه جا حتی در دولت سوسیالیستی.[٤] [عبارات داخل پرانتز از استاد است.][٥] [عبارات داخل پرانتز از استاد است.][٦] [عبارات داخل پرانتز از استاد است.]