فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - انواع زندگی اشتراکی
طبقات مختلف میکند. او میگوید: «در جامعه بدوی اولیه تعارض بین طبقات از تقسیم کار به وجود آمد. چون در آن جامعه در آن مرحله میان انواع فعالیتهای اجتماعی مانند شکار زمینی و شکار دریایی اختلاف وجود داشت، این اختلاف هنگامی که بر اثر آن طبقات اجتماعی پدید آمد تکامل پیدا کرد و در مرحله انقلاب یعنی تحول جامعه کمونیستی قدیمی به جامعه برده داری تضاد گشت.» که این خیلی بیپایه و سست است. در اینجا اینکه چطور اختلاف شغل منجر به تشکیل طبقه میشود ناگفته مانده است و اساساً این توجیه که اختلاف شغل اختلاف طبقه ایجاد میکند، در تناقض کامل با اصول مارکسیستی و تعریفی است که مارکسیسم از طبقه دارد که اصلًا طبقه، اقتصادی است آنهم به معنی تولیدی، یعنی وقتی طبقه ایجاد میشود که عدهای نقش مشترکی در روند تولید داشته باشند و ملاک تمایزشان هم صاحب ابزار تولید بودن است ...
استاد: این درست است که براساس اصول دیالکتیک هر حرکت و تغییری باید ناشی از تضاد باشد، آنهم تضاد درونی خود شیء. در جامعه هم اگر حرکتی و تحولی پیدا میشود باید ناشی از یک تضادی در درون خود جامعه باشد، و الّا اگر این را نگوییم یا باید منکر حرکت بشویم و یا حرکت را معلول تضاد ندانیم، و هردوی اینها برخلاف اصول دیالکتیک است. منتها اینها دو حرف دارند.یک حرفشان این است که میآیند مسئله تضاد نیروهای تولیدی با روابط تولیدی را مطرح میکنند، میگویند ابزار تولید و نیروهای تولیدی در هر درجهای که باشد یک نوع روابط تولیدی خاصی را اقتضا میکند و به قول خود اینها ابزار تولیدی در دوره اشتراکی به حکم ساده بودن و مختصر بودن- که اینها هم دو سه بیان مختلف داشتند- و به حکم اشتراکی بودنِ خودِ تولید ایجاب میکرد که روابط تولیدی هم (که همان مالکیت باشد) اشتراکی باشد. ولی بعد ابزار تولید و وسایل تولید به طور کلی تکامل پیدا کرد. انسان در اثر اهلی کردن حیوانات و در اثر زراعت به مرحلهای رسید که توانست مازاد مصرف تهیه کند و این محصول تکامل ابزار تولید بود. اینجا امکان نوعی رابطه تولیدی دیگر به وجود آمد. اینکه میگویم «امکان» برای این است که به قول نویسنده انسان به کشف بزرگی نائل شد و آن اینکه تا قبل از این، اینطور زندگی میکرد که هرکسی کار میکرد از همان هم زندگی میکرد ولی بعد که اینها محصول مازاد