فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦ - تعریف تکامل
او پیدا میشود و خود او یک تکاپویی دارد از نقص به کمال، آن تکامل است. ولی یک وقت هست که شیئی در کار نیست که از نقص به کمال حرکت کرده باشد بلکه یک شیء ناقص وجود دارد، بعد ما آن را از اینجا برمیداریم، به جای آن یک شیئی که در مقایسه با آن از آن کاملتر است میگذاریم، بعد آن را نیز برمیداریم به جای آن یک چیز دیگری که از آن کاملتر است میگذاریم. اینجا مجازاً میتوانیم بگوییم یک تکاملی در آن شیء پیدا شده، ولی در واقع یک شیئی ما نداریم که یک حرکت تکاملی کرده باشد. این را با یک مثال میتوانیم خوب روشن کنیم.
یک وقت شما یک معلمی را برای یک کلاسی در مدرسه در نظر میگیرید، مثلًا در سال ٥٤ این معلم برای کلاس ششم ابتدایی آمده تدریس کرده است. امسال هم که سال ٥٥ است آمده ولی در خلال این یک سال این معلم مطالعه و تمرین کرده و حتی احیاناً خودش در یک کلاسی هم شرکت میکرده، تدریجاً خود او تغییر کرده به طوری که سال ٥٥ که آمده، نسبت به سال ٥٤ معلم این کلاس تکامل پیدا کرده است. آقای الف معلم این کلاس بوده، همان آقای الف در طول این سال از نقص به کمال پیش آمده، معلوماتش افزوده شده، در فن تعلیم و در اداره کلاس مهارت بیشتری پیدا کرده است. اینجا حقیقت است. یکی از کارهای فلسفه این است که امور حقیقی را از امور اعتباری و مجازی تفکیک میکند که ایندو را یکی حساب کردن خیلی سبب اشتباه میشود.
این واقعاً یک تکامل است.
اما یک وقت مسئله شکل دیگری دارد. شما در فلان مدرسه که مثلًا مدرسه نیکان است سال ٥٤ برای کلاس ششم یک معلمی گذاشته بودید، سال ٥٥ آن معلم را برمیدارید یک معلم دیگری میگذارید که در مقایسه با او از وی خیلی بهتر و کاملتر است، معلومات و تمرین بیشتری دارد و همه چیزش بهتر است. سال ٥٦ او را هم برمیدارید یک معلم دیگر به جای او میگذارید، باز از او بهتر. در اینجا هم ما میتوانیم بگوییم کلاس ما از نظر معلم تکامل پیدا کرده، اما واقعاً اینجور نیست که یک واقعیتی به نام معلم این کلاس تغییر پیدا کرده و از نقص به کمال رفته است، بلکه آن معلم سال ٥٤ همان است که بوده، معلم سال ٥٥ هم همان است که بوده، معلم سال ٥٦ هم همان است که بوده، منتها هریک از اینها رفته و دیگری به جای او آمده است، او بکلی رفته نه اینکه او تبدیل به این شده، اگر هم ما میگوییم تبدیل شده، تبدیل مجازی گفتهایم.