فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - سخن بوعلی
سکوت است که مسئله سرهم بندی شود وگرنه همانطور که اول جلسه آقای مطهری فرمودند اگر اینها بخواهند در هم تأثیر داشته باشند چنانچه در این تأثیر و تأثری که میپذیرند در دو پایه مساوی با هم هستند پس چرا زیربنا و روبنا؟ چه اشکال دارد برعکس بگیریم که افکار و احساسات و آراء و از این قبیل هستند که تغییر میکنند و ابزار تولید را تغییر میدهند. پس مسلم است که برای ابزار تولید ارزش دیگری قائل هستید، یعنی آن را علت میدانید. پس دیگر این حرف را نزنید یعنی به اصطلاح ماله روی آن نکشید، بگویید اینها تأثیرپذیرند.
- آن مثالی که قبلًا زدیم که چه اثری فرزند روی پدر میگذارد و چه اثری پدر روی فرزند، یعنی پدر علت واقعی برای فرزند است ولی فرزند که به وجود میآید اثری روی پدر خودش میگذارد.
- اصلًا این دو موضوع فرق میکنند، یعنی پدر عامل وجود پسر است، پسر عامل تغییر وجود پدر است.
استاد: بله، اینها از همدیگر جداست. تأثیر و تأثر اینها از دو ناحیه مختلف است، ولی اینها از دو ناحیه مختلف که نمیگویند؛ میگویند ابزار تولید، افکار را پیش میبرد و میسازد، افکار هم ابزار تولید را پیش میبرد و میسازد. اگر اینطور گفتیم، نمیخواهیم بگوییم که مانعی دارد، ولی دیگر نمیشود برای یکی حق تقدم قائل شد. این را کتاب مارکس و مارکسیسم هم گفت. علت اینکه یک نوع ابهام پیدا شده این است که خود مارکس در ابتدا اصلًا بهطور مطلق عامل اقتصادی را عامل اول و اصل میدانست و آنها را تابع و فرع و هیچ گونه تأثیری برای عوامل دیگر روی عوامل اقتصادی قائل نبود. ولی بعدها خودش متوجه شد که این درست نیست. آنوقت آمد حرف خودش را اصلاح کرد. آن جمله معروفش در همین جا بوده. میخواست تأثیر روبنا را روی زیربنا بگوید، شاگردها و مریدهایش نمیپذیرفتند، گفت من به اندازه شما مارکسیست نیستم، یعنی من به اندازه شما برای عوامل اقتصادی نقش اساسی قائل نیستم؛ اگرچه خودش هم در جوانی همانطور قائل بوده. این است که اینجا اندکی مبهم است.