فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - سخن بوعلی
خصوصیات عضوهای دیگر شناخته میشود. اینچنین مدعی هستند. حتی خود همین شورویها الآن مدعی هستند، میگویند اگر یک قطعه استخوان از یک میت به ما بدهند، ما میتوانیم تمام اندامش را مشخص کنیم که چه بوده. صحبت بوعلی سینا بود، گفتند اگر ذراتی از جمجمه بوعلی سینا باقی باشد و به ما بدهند ما تمام اندام بوعلی سینا را میتوانیم مشخص کنیم که چه قیافهای داشته، حتی مثلًا چشمش چه رنگی داشته است.
این به معنای اولویت نیست. البته این حرف اگر درست باشد- و مانعی هم ندارد که درست باشد- معنایش این است که اگر گوش یک کسی را شما بدهید آنها و تجزیه بکنند، با این گوش فرمول وجود این آدم را به دست میآورند. فرض کنید گوش یک کسی را ببُرند، بعد به آن دستگاه بدهند بگویند اندام این آدم گوش بریده را مشخص کن که او چه اندامی دارد. همین حسابهای کف بینها گاهی حرفهای عجیب و غریب از آن در میآید، و این بعید هم نیست، بهطور دقیق نمیتوانم بگویم ولی از نظر مجموع روابط که مثلًا انسان یک وقتی یک بیماری پیدا کرده باشد و آن در وضع کف دستش تغییری داده باشد که بعد با مطالعه آن بتوان به سرگذشتش پی برد، بعید نیست که چنین چیزی هم باشد.
غرض این است: این مسئله که با شناختن یک عضو از اعضای جامعه همه جامعه را میشود شناخت، اگر هم فرضاً چنین چیزی باشد تازه دلیل بر اولویت و تقدم و زیربنایی و از این حرفها نمیشود. البته در باب جامعه اساساً خیلی بعید است چون جامعه هرچه باشد یک واحد طبیعی به آن شدت سایر واحدهای طبیعی نیست، یعنی نهادهای جامعه تا حد زیادی از یکدیگر استقلال دارند. ولی اگر هم چنین چیزی باشد اثری نمیبخشد.
- آن نظر، یک روح ماوراء جامعه را در جامعه اثبات میکند.
استاد: درست است، اگر باشد دلیل همین است که یک چیز دیگری هست. ولی اینها حرفشان این نیست، نمیگویند شما هر نهادی از نهادهای جامعه را بشناسید همه جامعه را میتوانید بشناسید، بلکه میگویند هیچ نهادی را نمیتوانید بشناسید مگر اینکه اول نهاد اقتصادی جامعه را بشناسید.
- بعد باز یک نوع دیگری از همان ابهام را آورده، نقل قولی از ... کرده: «اگر وسایل تولید و ایدئولوژی و تأسیسات اجتماعی را که ارتباط متقابل و