فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - سخن بوعلی
غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند به طور منفک تصور نماییم دچار اشتباه شدهایم.» یعنی باید این تأثیر و تأثر متقابل اینها را در نظر بگیریم که اگر این کار را نکنیم مثل یک دور مطرح میکنند چنانکه وقتی این بحث مطرح میشود که چطور ممکن است اینها در هم تأثیر داشته باشند میگویند تو دیالکتیک را نفهمیدهای، تو تأثیر و تأثر متقابل را نفهمیدهای. به هر حال هرقدر هم اینها بخواهند تأثیر و تأثر را قبول کنند یا در حد مساوی میپذیرند [١] که در اینجا زیربنا و روبنا معنی ندارد، یا اینکه همان «تک عاملی» وجه مشخص این نظریات است. مقصود مشخص بودن این ابهامی است که اینها استفاده میکنند که هرچقدر هم بخواهند کوتاه بیایند، اگر بخواهند به حد مساوی برسند پس دیگر زیربنا و روبنا مطرح نیست.
استاد: ولی آن جملهای که الآن خواندید که از ... نقل کرده، با جملههای سابق اندکی منافات دارد، یعنی این جمله انعطاف نشان داده؛ چون آنجا میگوید کلید فهم تاریخ شناخت وسائل تولید است، پس میگوید که این را میشود منفک از آنها شناخت، آنها را نمیشود منفک از این شناخت. ولی این میخواهد بگوید نه، همه را با همدیگر باید شناخت. این با آن فرق میکند.
- ... برای این امر، بشر یک رشته عملیات توسط ابزارهای خود بر روی طبیعت انجام میدهد و با عمل بر روی طبیعت، طبیعت نیز تغییر میکند و عملیات جدید برای رفع احتیاجات مادی (خوراک، لباس، مسکن) در طبیعتی که اکنون به وجود آمده است به ابزار کاملتری احتیاج دارد. پس ابزارها تغییر مینمایند و با تغییر ابزار و ایجاد عملیات وسیعتر بر رویطبیعت وضعیت زندگی عوض میشود، یعنی ابزار تولید نقش مؤثری در تکامل اقتصادی و بالنتیجه در وضعیت اجتماعی ایفا مینماید و زندگی اقتصادی در تحت نفوذ تکامل قوای تولیدی تغییر میکند و این، بیان علت
[١]- در حد مساوی هم نمیپذیرند.
استاد: بله، در حد مساوی نمیپذیرند.