فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - ١ تولید
میگویید اگر روابط تولیدی عقب بماند نابودش خواهد کرد، یعنی قوای تولیدی حاکم است؟ پس معلوم میشود برای دو طرف بهطور یکسان ارزش قائل نیستند و یکی زیربناست و دیگری روبنا و همه اشکالاتی که بر این طرز تفکر وارد است بر آن وارد خواهد بود.
استاد: بله، اینطور است. اغلب حوادث دنیا با این نظریه قابل توجیه نیست. مثلًا همین نهضتهایی که در کشورهای خودمان رخ داده. انقلاب مشروطیت ایران خودش یک واقعیتی بود و تا حد زیادی هم در روابط اجتماعی اثر گذاشته است. این انقلاب معلول چه بود؟ چه تکامل ابزار تولیدی در ایران پیدا شده بود؟ هیچ.
- آنها میگویند خرده بورژوازی شهری در حال رشد و تکامل بود، یعنی بورژوازی شهری که به دنبال تجارت ایجاد شده بود، اینها منافعشان با منافع مالکین بزرگی که در آن موقع صاحبان قدرت بودند در تضاد قرار گرفته بود و لذا میبینیم گردانندگان مشروطیت و تحریک کنندگان مثلًا معین التجار است و ...
استاد: بیخود میگویند. آنهایی که انقلاب مشروطیت را به وجود آوردند همه یک عده افراد آسمان جل [و ساده زیست] بودند که این فکرها را به وجود آوردند.
- میگویند اینها تحریک کردند کسانی را که از خفقان فئودالیسم ...
استاد: چنین چیزی را از خودشان میتراشند. حتی در جبهه روحانیین شکاف واقع میشود. این با منطق اینها سازگار نیست، برای اینکه همه روحانیین از نظر اینها وابسته به یک گروهند و حال آنکه ما میبینیم یک شکاف بسیار عمیق به وجود میآید. مرحوم آخوند و آقا شیخ عبد اللَّه مازندرانی در یک جهت قرار میگیرند، آقا سید محمدکاظم در یک جهت دیگر و یک شکافی پدید میآید که در حد تکفیر واقع میشود، در صورتی که زندگی مادی آخوند ملا محمدکاظم و آقا سید محمدکاظم هر دو در یک سطح بوده یعنی دوتا خانه نمور [و محقر] داشتند تا آخر عمر. منشأ گرایش اینها به این جهت و گرایش آنها به