فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - ایرادها
همین کار را درباره آن انجام میدهد. بنابراین شما نمیتوانید دو جامعه بیطبقهای [١] را که یکی چین باشد یکی شوروی ولی رو در روی یکدیگر قرار گرفتهاند، از یک جامعه طبقاتی که در درون خودش فقط طبقات را دارد کاملتر بدانید؛ به همان دلیلی که در کمون اولیه قبایل در مقابل یکدیگر تضاد کامل داشتند، میجنگیدند، همدیگر را میکشتند، اسرای یکدیگر را کباب میکردند، و شما میگویید همین قدر که این نظام تغییر کرد و در درون هر جامعهای نظام طبقاتی به وجود آمد این کاملتر از آن است.
ایراد دیگر این است که اگر جامعه طبقاتی محدود میشد به اینکه افراد قبیله فقط اسرای جنگی را برده قرار میدادند، باز میگفتیم که روابط انسانیتر است، همان را که قبلًا میکشت حالا زنده نگه داشته است. ولی خود آقایان میگویند که بعد این امر به همه شئون جامعه سرایت کرد؛ مالکیت که پیدا شد دیگر انسانیت رخت بربست، حتی خود افراد همان قبیله اولیه- نه اسرا و بردگان قدیم- یکدیگر را برده میگرفتند؛ طلبکار میشد، [مدیون] طلبش را نمیتوانست بدهد، بعد بچهاش را میبرد، زنش را میبرد، خودش را میبرد. آنوقت ما چطور میتوانیم بگوییم که وضع قبیله از نظر انسانی- که یک حالت اشتراکی داشته و به یک حالت طبقاتی بسیار شدید تبدیل شده- کاملتر شده است؟سوم: آیا تولید بالا رفت یا نرفت؟ ناچار باید بگوییم تولید بالا رفت. ولی اگر واقعاً مطلب این طور باشد که اینها میگویند و جامعه به دو طبقه تقسیم شده باشد: طبقه مفت خوار و طبقه محروم و زحمتکش، آیا این امر تولید را بالا میبرد یا پایین میآورد؟ هر جامعهای که مردمش به مفت خوار و زحمتکش تقسیم بشوند قهراً همه میخواهند که مفت خوار بشوند، شک ندارد. هرکسی تا بتواند مفت خوار بشود هیچ وقت زحمتکش نمیشود. مثلًا در ادبیات جامعههای اینچنینی مثل بعضی از جامعههای خودمان احیاناً در گذشته، کار کردن یک امر ضروری و اجباری تلقی میشد که:
بیچاره چارهای ندارد الّا اینکه باید کار کند، سعادتمند آن کسی است که احتیاجی به کار کردن ندارد؛ مِلک و دارایی دارد، پدرش برایش ارث خیلی زیاد گذاشته، او آدم سعادتمند و خوشبختی است، این بیچاره چون کسی و چیزی ندارد بدبخت است، و لهذا لغتهایی از قبیل عمله و حمّال لغتهای سرزنشگری بوده است. وقتی میخواستند کسی را سرزنش کنند میگفتندای حمال، ای عمله. عمله یعنی چه؟ یعنی کسی که کار میکند، کارگر. ای کارگر! نقطه مقابلش
[١] در صورتی که واقعیت این است که بیطبقه نیستند.