راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٦ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
وقعى نمىنهاد و هيچ نگرانى نداشت. همين كه چشم متوكل به آن حضرت افتاد خودش را از روى تخت انداخت و امام را در آغوش گرفت، پيشانى و دستهاى آن حضرت را بوسه زد و در حالى كه دستى به پهلوى امام عليه السّلام داشت، مىگفت: سرورم، يابن رسول الله، اى بهترين خلق خدا، پسر عمو، مولاى من، اى ابو الحسن! امام عليه السّلام مىفرمود: اى امير المؤمنين از اين موضوع تو را در پناه خدا قرار مىدهم، متوكل گفت: سرورم! در اين موقع چه چيز باعث آمدن شما شد؟ فرمود: فرستاده شما مرا آورد. گفت: اين نابكارزاده دروغ گفته است، سرورم برگرديد! آن وقت رو به كسانش كرد و گفت: اى فتح، اى عبد الله اى منتصر! سرورتان و سرور مرا بدرقه كنيد. وقتى كه چشم غلامان ترك به آن حضرت افتاد، به خاك افتادند، پس متوكل آنها را طلبيد و گفت: چرا دستور مرا درباره او اجرا نكرديد؟ گفتند: به خاطر شكوه و هيبت زيادش در اطراف آن حضرت بيش از صد شمشير ديديم كه قدرت انديشه درباره آنها را نداشتيم و ترس و وحشت ما را فرا گرفت. متوكّل گفت: اى فتح اين است دوست تو و لبخندى به روى او زد و گفت: سپاس خدا را كه او را رو سفيد كرد و برهانش را آشكار ساخت.«٤١٣»
طبرسى در اعلام نقل كرده است كه ابو هاشم جعفرى گفت: در روزگار واثق موقعى كه بغاء ترك در جستجوى اعراب بود من در مدينه بودم، گذرش به مدينه افتاد، ابو الحسن عليه السّلام فرمود: ما را ببريد تا تجهيزات اين مرد ترك را ببينيم، بيرون رفتيم، تجهيزات بغاء از كنار ما عبور كرد و يك مرد ترك از نزديك ما گذشت، ابو الحسن عليه السّلام با او به زبان تركى حرف زد، او از اسبش پياده شد و سم مركب امام عليه السّلام را بوسيد. ابو هاشم مىگويد: از مرد ترك پرسيدم: امام به شما چه گفت: (او پيش از اين كه جواب سؤال مرا بدهد) سؤال كرد: آيا اين آقا پيغمبر است؟ گفتيم: خير، گفت: او مرا به نامى خواند كه مرا در كودكى در سرزمين ترك به آن نام مىخواندند و تاكنون هيچ كس آن را نمىدانست.«٤١٤»
و نيز ابو هاشم مىگويد: روزى خدمت ابو الحسن عليه السّلام رسيدم با من به زبان هندى صحبت كرد و من نتوانستم جواب بدهم، مقابل آن حضرت سنگريزههايى بود چند سنگريزه برداشت و در دهان گذاشت و سه مرتبه مكيد و به من داد و من آنها را در دهانم
«٤١٣» كشف الغمه ، ص ٢٩٨.
«٤١٤» اعلام الورى طبرسى ، ص ٣٤٣؛ كشف الغمه ، ص ٢٩٨ و ٢٩٩.