راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٤ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
شمهاى از اخلاق، صفات و كرامات ابو الحسن الثّالث علىّ بن محمّد النّقى عليه السّلام
ابن طلحه مىگويد:«٣٩٠» اما القاب آن حضرت عبارت است از: ناصح، متوكلّ، فتّاح، نقىّ و مرتضى و مشهورتر از همه متوكّل است ولى خود آن حضرت آن را مخفى مىداشت و به اصحابش دستور مىداد كه آن را به دليل اين كه در آن هنگام لقب خليفه عباسى، متوكل بود، آن را به كار نبرند.
طبرسى مىگويد: از جمله القاب آن حضرت عالم، فقيه، امين، طيّب و نقى است«٣٩١» و ديگران غير از ابن طلحه و طبرسى، هادى را نيز افزودهاند كه در نزد شيعه از همه القاب مشهورتر است.«٣٩٢»
ابن طلحه مىگويد:«٣٩٣» امّا مناقب آن حضرت، برخى چنان است كه به منزله گوشواره، گوشها را زينت مىدهد و مردم از شدّت اشتياق به وى چون صدفهايى كه درّهاى گرانقيمت را در بر دارند او را در ميان مىگرفتند، و شاهد بر عظمت ابو الحسن عليه السّلام (امام دهم) اين كه آن حضرت به ارزندهترين اوصاف متّصف بود و همچون ميوه شجره نبوّت از اوج شاخساران و بلنداى آن سر بر آورده بود.- در توضيح مطلب مىگويد- روزى امام عليه السّلام از شهر سامرا به خاطر مشكلى كه پيش آمده بود، راهى قريهاى شد مرد عربى به قصد ديدار سراغ آن حضرت را گرفت. گفتند: به فلان جا رفته است، مرد عرب آهنگ آن جا كرد و وقتى كه به خدمت امام عليه السّلام رسيد، آن حضرت، فرمود: چه حاجتى دارى؟ گفت: مردى از اهل كوفه هستم، از متمسّكان به ولايت جدّت على بن ابى طالب عليه السّلام، وام زيادى بر ذمه دارم كه بر دوشم سنگينى مىكند و كسى را براى اداى آن جز شما نيافتم كه به سراغش بروم. امام عليه السّلام فرمود: خوشدل و اميدوار باش، سپس او را فرود آورد. صبح فردا كه شد، فرمود: من از تو چيزى مىخواهم و تو به خاطر خدا مبادا مخالفت كنى، مرد عرب گفت: مخالفت نخواهم كرد. امام عليه السّلام كاغذى را به خط خويش نوشت و در آن اقرار كرد كه آن مرد مالى را از وى طلبكار است. مقدارى را كه تعيين كرد از وامى كه او داشت بيشتر بود و فرمود: اين نوشته را بگير وقتى كه به سامرا رسيدى نزد من بيا در حالى كه جمعى نزد من هستند، از من مطالبه كن و بر من درشتى كن كه چرا
«٣٩٠» مطالب السؤول ، ، ص ٨٨.
«٣٩١» اعلام الورى ، ص ٣٣٩.
«٣٩٢» مناقب ابن شهر آشوب ، ج ٤ ص ٤٠١، خرائج ص ٢٠٩ و ٢٣٧ چاپ ضميمه اربعين ، و كفاية الاثر.
«٣٩٣» مطالب السؤول ، ص ٨٨.