راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٢ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
كه اگر ابو جعفر از پاسخگويى به سؤالهاى او عاجز بماند، مالى گزاف به او خواهند داد.
آنگاه نزد مامون برگشتند و خواستند تا روزى را براى اجتماع تعيين كند، مأمون روزى را معين كرد و در آن روز معيّن همگى به همراه يحيى بن اكثم جمع شدند به دستور مامون براى ابو جعفر عليه السّلام تشكى بگستردند در دو سوى آن دو بالش پوستى قرار دادند. امام جواد عليه السّلام كه در آن روز هفت سال و چند ماه از عمر شريفش مىگذشت تشريف آورد و بين آن دو بالش نشست و يحيى بن اكثم رو به روى آن حضرت استقرار يافت و حاضران هر كدام در جاى خود قرار گرفتند در حالى كه مأمون خود روى تشكى متصل به تشك ابو جعفر عليه السّلام نشسته بود. يحيى بن اكثم رو به مأمون كرد و گفت: يا امير المؤمنين اجازه مىفرماييد كه از ابو جعفر مسألهاى بپرسم؟ مأمون گفت: از خودش اجازه بگير! يحيى بن اكثم رو به امام عليه السّلام كرد و گفت: فدايت شوم اجازه مىفرماييد مسألهاى را بپرسم؟ فرمود: اگر مايلى بپرس. يحيى گفت: فدايت شوم چه مىفرماييد درباره محرمى كه صيدى را كشته است؟ فرمود: صيد را در داخل حرم كشته يا خارج از حرم آن محرم به مسأله عالم بوده يا جاهل؟ از روى عمد كشته يا از روى سهو؟ محرم آزاد بوده است يا برده؟ صغير بوده است يا كبير؟ اوّلين بار است كه مرتكب قتل شده يا تكرارى است؟
صيد از پرندگان است يا غير پرنده؟ صيد از نوع صغير است يا كبير؟ شكار كننده بر كارش اصرار مىورزد يا پشيمان است؟ شب هنگام صيد را كشته يا به هنگام روز؟
موقع قتل، براى عمره محرم بوده است يا براى حج؟ يحيى بن اكثم متحيّر ماند و در چهرهاش آثار ناتوانى و درماندگى ظاهر شد و زبانش به لكنت افتاد به طورى كه همه اهل مجلس جريان را فهميدند. مأمون گفت: سپاس خدا را به خاطر اين نعمت و حقّانيت من در نظرى كه داشتم. سپس نگاهى به خويشانش كرد و گفت: اكنون آنچه را كه انكار داشتيد، فهميديد؟ آنگاه رو به امام جواد عليه السّلام كرد و گفت: يا ابا جعفر خطبه عقد را بخوان. فرمود: بلى يا امير المؤمنين. مأمون به وى گفت: فدايت شوم براى خودت خطبه عقد را بخوان كه من راضىام و دخترم امّ الفضل را به همسرى تو درمىآورم هر چند كه اين قوم مخالف باشند. ابو جعفر عليه السّلام فرمود: «سپاس خدا را با اقرار به نعمتش و هيچ معبودى جز خداى يكتا نيست به خاطر اخلاص به وحدانيت او و درود خدا بر محمّد صلّى الله عليه و آله سرور مخلوقات و برگزيدگان از عترتش، بارى از جمله الطاف خداوند بر بندگانش اين است كه آنان را به وسيله حلال، از حرام بى نياز گردانيد از اين رو خداى