راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٣ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
كند و با آنان با اخلاق نيكو برخورد كند، زيرا مسافرت رازهاى درونى را ظاهر مىسازد، هر كس براى رفاقت در سفر شايسته باشد براى معاشرت در غير سفر نيز شايسته است، حال آن كه گاهى در وطن كسى شايستگى معاشرت را دارد در صورتى كه شايستگى همسفرى را ندارد. از اين رو گفتهاند: هر گاه معاشرين كسى در وطن او را تمجيد كردند و همسفرانش نيز او را ستودند در شايستگى او نبايد ترديد كنيد. مسافرت از عوامل دلتنگى است و هر كه در وقت دلتنگى خوش خلق باشد، [واقعا] خوش اخلاق است اگر نه در وقتى كه همه چيز بر وفق مراد است بدخويى كمتر معلوم مىشود. در حالى كه گفتهاند: سه كس را به سبب بىقرارى نبايد سرزنش كرد: روزهدار، بيمار و مسافر. كمال اخلاق مسافر در نيكى به چارواداران و كمك در حدّ امكان به همراهان و همراهى با بىخرجى ماندگان است. به اين ترتيب كه از آنان نگذرد مگر آن كه با وسيله سوارى يا توشه راه آنان را يارى دهد و يا به سبب آنان توقّف كند و با وجود اين گاهى با همراهان شوخى و مزاح كند بدون آن كه ناسزا بگويد و گناهى مرتكب شود تا اين كه بدين وسيله دلتنگى و سختيهاى سفر را جبران كند.
مىگويم: از طريق شيعه روايتى در من لا يحضره الفقيه آمده است، مىگويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «از بزرگوارى مرد است كه وقت رفتن به سفر، توشه راهش پاكيزه باشد.»«١»
از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود: «هر گاه مسافرت كرديد، سفرهاى همراه داشته باشيد و در آن با همراهان مدارا كنيد.»«٢»
از نصر خادم نقل شده، مىگويد: «عبد صالح حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام به سفرهاى كه رويش حلقههاى فلزى داشت نگاهى كرد، فرمود: اين سفره را جمع كنيد و به جاى آن آهنى را بگذاريد، زيرا هيچ حشرهاى به چيزى از آن سفره نمىتواند نزديك شود!»«٣» از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است: «توشه مسافر آواز و شعرى است كه به سخن زشت
«١» من لا يحضره الفقيه ، باب الزاد فى السفر، ص ٢٢٧.
«٢» من لا يحضره الفقيه ، باب اتخاذ السفرة فى السفر، ص ٢٢٦.
«٣» من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٦.