راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨ - فايده هفتم- تجربههاست،
بيرون مىزند و همچون چيزى كه به زور جلوش را گرفته باشند يك باره فوران مىكند.
همين طور است دل پر از بخل، كينه، غضب، حسد و ساير اخلاق ناپسند كه در هنگام تحريك شدن پليديهايش را بروز مىدهد. از اين روست كه رهروان راه آخرت و طالبان تزكيه، نفوس خود را مىآزمودند پس هر كه در خود احساس خودخواهى مىكرد، مشك آبى را ميان مردم به پشت مىگرفت و يا پشته هيزمى را روى سر مىگذاشت و در ميان بازارها راه مىرفت تا خودش را بيازمايد، زيرا آشوبهاى نفس و دامهاى شيطان پنهان و كمتر قابل درك است، در اين باره از شخصى نقل كردهاند كه گفت: سى سال نمازم را با اين كه در صف اول جماعت خوانده بودم اعاده كردم زيرا يك روز به علتى دير رسيدم و چون جايى در صف اوّل پيدا نكردم، در صف دوم قرار گرفتم و نزد خود از اين كه قبلا مردم مرا در صف اول مىديدند احساس شرم كردم. آنگاه دانستم كه تمام نمازهاى من آميخته به ريا بوده و از توجه مردم به خود و اين كه ايشان مرا در رديف پيشى گيرندگان به كار خير مىديدهاند، لذّت مىبردهام، بدين گونه است كه معاشرت با مردم در بيرون انداختن و آشكار ساختن پليديها مفيد مىافتد از اين رو گفتهاند: مسافرت پرده از روى اخلاق برمىدارد زيرا سفر نوعى معاشرت مداوم است. و در آينده پيامدها و دقايق اين قبيل مفاهيم در بخش مهلكات خواهد آمد، زيرا با جهل به اينها عمل وافر تباه مىشود و با علم به آنها عمل اندك، رشد مىكند و اگر چنين نبود هر آينه علم بر عمل برترى نداشت. محال است كه علم به نماز- در حالى كه مقصود از آن گزاردن نماز نباشد- افضل از خود نماز باشد، زيرا ما مىدانيم آنچه براى هدف خاصى منظور شود، آن هدف اشرف از آن چيز خواهد بود در حالى كه شرع مقدس بر برترى عالم بر عابد حكم كرده است تا آن جا كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «فضيلت عالم بر عابد مانند فضيلت من بر دون مرتبهترين مرد از اصحاب من است»«٣٧» معناى برترى علم بر عمل بر سه دليل استوار است: يكى آن كه ما بيان كرديم. دوم، عموميت سود آن و رسيدن اين سود به ديگران است در حالى كه فايده عمل به ديگران نمىرسد. سوّم آن است كه مقصود از علم، علم به خدا و صفات و افعال اوست. پس چنين علمى از هر عملى بالاتر است بلكه مقصود از اعمال [عبادى] انصراف دل از مردم و توجّه دادن آن به سوى آفريدگار است
«٣٧» اين حديث را ترمذى در سنن ، ج ١٠، ص ١٥٧، باب ما جاء فى فضل الفقه على العبادة در ابواب علم از حديث ابوامامه نقل كرده است كه در ج ١، ص ١٦ اين كتاب گذشت .