راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٤
تطهيرش كنم. جواب آمد: اين كار را نكن! و او در روز هفتم يا هشتم از دنيا رفت. سپس نامهاى نوشتم كه فرزندم از دنيا رفت. جواب آمد: بزودى ديگرى و ديگرى جايگزين او خواهند شد، نام اوّلى را احمد و دوّمى را جعفر بگذار. همان طورى كه فرموده بود، اتفاق افتاد. مىگويد: آماده رفتن حجّ شدم و از مردم خداحافظى كردم و نامهاى به محضر امام عليه السّلام نوشتم و اجازه حركت خواستم. جواب آمد كه ما از اين سفر ناراضى هستيم، اختيار با خودت است. مىگويد: دلتنگ و غمگين شدم و نوشتم: اطاعت مىكنم و مىمانم امّا از اين كه به حجّ نرفتهام غمگينم. جواب آمد دلتنگ مباش كه در آينده نزديك- ان شاء الله- به حج خواهى رفت. مىگويد: سال بعد فرا رسيد، نامهاى نوشتم و اجازه خواستم، اجازه فرمود، و نوشتم با محمّد بن عبّاس كه به ديانت وصيانتش اطمينان دارم هم كجاوهام. پاسخ آمد كه اسدى خوب هم كجاوهاى است اگر آمد ديگرى را بر او مگزين. پس اسدى آمد و با او هم كجاوه شدم.«١٢»
شيخ مفيد- رحمه الله- مطالب ديگرى از اين قبيل نقل كرده است و آنگاه مىگويد:
احاديث در اين باره فراوان است و در كتابهايى كه راجع به اخبار حضرت قائم عليه السّلام نوشتهاند، مذكور است و اگر بنا بود كه همه آنها را نقل كنم، اين كتاب به درازا مىكشيد و آنچه نوشتهام كافى است و خداى را منّت كه اين توفيق را عطا فرمود.
صفات، اخلاق، آداب و نشانههاى شيعه، كمى جمعيّت، عزّت و گرفتارى شيعيان
در كافى به اسناد خود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است كه «امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
شيعيان ما در ولايت ما به يكديگر بذل و بخشش مىكنند و به خاطر دوستى ما به يكديگر محبّت مىورزند و در راه زنده نگه داشتن امر ما به ديدار هم مىروند. شيعيان ما كسانى هستند كه اگر خشمگين شوند، ستم نكنند و اگر خشنود باشند، زياده روى نكنند.
براى همسايگانشان بركت و براى معاشران خود صلح و صفايند».«١٣»
از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «امير المؤمنين عليه السّلام در عراق نماز صبح را با مردم خواند، همين كه از نماز فارغ شد مردم را موعظه كرد و خود گريست و آنها را نيز از
«١٢» ارشاد، ص ٣٣٤.
«١٣» كافى ، ج ٢، ص ٢٣٦.