راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٨ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
اشخاص را مىداند.«٣٦٧»
از جمله به نقل از مطرّفى مىگويد: امام ابو الحسن الرّضا عليه السّلام از دنيا رفت و من چهار هزار درهم از او طلب داشتم و جز من و او كسى نمىدانست. فرداى آن روز، ابو جعفر (امام جواد عليه السّلام) مرا خواست. شرفياب شدم، به من فرمود: ابو الحسن الرضا عليه السّلام از دنيا رفت، آيا تو چهار هزار درهم از او طلبكار بودى؟ عرض كردم: آرى، جانمازش را بلند كرد، ديدم زيرش مقدارى دينار است امام عليه السّلام آنها را به من داد كه قيمت آنها در آن روز چهار هزار درهم بود.«٣٦٨»
از جمله به نقل از معلّى بن محمّد مىگويد: با ابو جعفر عليه السّلام در اولين روزهاى پس از وفات پدر بزرگوارش برخورد كردم، نگاهى به اندامش كردم تا براى شيعيان قامتش را توصيف كنم. نشست آنگاه فرمود: اى معلّى! خداى متعال براى امامت دليل آورده است همان طورى كه براى نبوّت دليل آورده و فرموده است: وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا.«٣٦٩»
از جمله به نقل از داوود بن قاسم جعفرى مىگويد: بر ابو جعفر عليه السّلام وارد شدم و من سه نامه بدون درج نام فرستندگان به همراه داشتم، و امر بر من مشتبه بود، از اين رو غمگين بودم. امام عليه السّلام يكى از آنها را برداشت و فرمود: اين نامه ريّان بن شبيب است، سپس نامه دوم را برداشت و فرمود: اين نامه مال فلانى است. گفتم: آرى چنين است. همچنان مبهوت به او نگاه مىكردم كه لبخندى زد و نامه سوم را برداشت و فرمود: اين نامه از فلانى است. گفتم: آرى فدايت شوم. پس سيصد دينار به من داد و دستور داد كه آنها را به يكى از پسر عموهايش برسانم، سپس فرمود: بدان كه او به تو خواهد گفت: مرا به يكى از همكارانت راهنمايى كن تا با اين مبلغ كالايى برايم بخرد، او را راهنمايى كن. داوود مىگويد: پولها را براى او آوردم، به من گفت: اى ابو هاشم مرا به يكى از همكارانت راهنمايى كن تا وى، با اين پول كالايى بخرد. گفتم: بسيار خوب. در بين راه ساربانى با من صحبت كرد و از من خواست تا با آن حضرت در مورد شركت دادن وى در كار يكى از ياران آن حضرت گفت و گو كنم. اين بود كه نزد امام عليه السّلام رفتم تا با او صحبت كنم ديدم همراه جمعى غذا ميل مىكرد، در نتيجه من نتوانستم با ايشان صحبت كنم. تا اينكه
«٣٦٧» ارشاد، ص ٣٠٦.
«٣٦٨» ارشاد، ص ٣٠٦ تا ٣٠٧. مريم / ١٢: و ما فرزندان نبوت (و عقل كافى ) در كودكى به او داديم .
«٣٦٩» ارشاد، ص ٣٠٦ تا ٣٠٧. مريم / ١٢: و ما فرزندان نبوت (و عقل كافى ) در كودكى به او داديم .