راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٨ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
بكن و خود را براى سفرى كه از آن گريزى نيست آماده ساز، بعد از سه روز آن مرد از دنيا رفت.«٣٥٨»
از حسين بن موسى بن جعفر عليه السّلام نقل شده كه فرمود: ما تعدادى از جوانهاى بنى هاشم اطراف امام رضا عليه السّلام بوديم، ناگاه جعفر بن عمر علوى از كنار ما گذشت، او مردى لاغر اندام و بد منظر بود، ما به يكديگر نگاه كرديم و بر هيأت او خنديديم. امام رضا عليه السّلام رو به ما كرد و فرمود: به همين زودى او را خواهيد ديد كه اموال و ياران زيادى دارد! چند ماهى نگذشته بود كه حاكم مدينه شد و حالش بهبود يافت. از آن پس با خواجهها و خدمتكارانش از كنار ما عبور مىكرد.«٣٥٩»
و نيز به اسناد خود از حسين بن بشّار نقل كرده، مىگويد: امام رضا عليه السّلام به من فرمود:
عبد الله، محمّد را مىكشد! پرسيدم: عبد الله بن هارون، محمّد بن هارون را مىكشد؟! فرمود: آرى عبد الله كه در خراسان است محمّد بن زبيده را كه در بغداد است مىكشد.
مدّتى بعد وى را كشت.«٣٦٠»
شيخ مفيد«٣٦١» چيزهاى ديگر را از اين قبيل نقل كرده است.«٣٦٢»
مىگويد: امّا آنچه پس از وفات آن حضرت به بركت مشهد مقدّسش براى مردم ظاهر شد و علامات و عجايبى كه مردم در آن جا مشاهده كرده و خاص و عام به آن معترفند و مخالف و موافق آن را اقرار دارند تا به امروز فراوان و بيش از حدّ شمارش است. در آن جا كوران مادر زاد و مبتلايان به پيسى شفا يافته و دعاها مستجاب گرديده و به بركت آن حاجتها برآورده و گرفتاريها برطرف شده است. و ما خود شاهد بسيارى از اينها بوديم و يقين و علم، بدون كمترين شك و ريب پيدا كرديم كه اگر به بيان آنها بپردازيم از هدف اين كتاب بيرون مىشويم.
شمّهاى از اخلاق، صفات و كرامات ابو جعفر دوم، محمّد بن علىّ التّقى عليه السّلام
ابن طلحه مىگويد:«٣٦٣» اين بزرگوار، ابو جعفر محمّد دوم است كه در ميان
«٣٥٨» نِباج به كسر اول و جيم آخر به قولى در بلاد عرب نام دو محل است ؛ يكى بين راه بصره به نام نباج بنى عامر كه در مقابل فيد قرار دارد و ديگرى نباج بنى سعد كه در محل قريتين واقع است .