راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٤ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
از مالك جهنى نقل است كه مىگويد: خدمت امام باقر عليه السّلام نشسته بودم و به آن حضرت نگاه مىكردم و با خود مىانديشيدم و مىگفتم: براستى كه خدا تو را بزرگ و گرامى داشته و بر خلايق حجت قرار داده است. امام عليه السّلام نگاهى به من كرد و فرمود: اى مالك، قضيه بالاتر از آن است كه تو فكر مىكنى.«٢٥٣»
در همان كتاب از جابر نقل شده كه مىگويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
«هيچ كس بر ضد هشام قيام نخواهد كرد مگر آن كه او را خواهد كشت.» مىگويد: من اين مطلب را براى زيد نقل كردم، زيد گفت: من هشام را در حالى ديدم كه اثرى از شريعت رسول خدا صلّى الله عليه و آله در نزد او نبود و او بر اين وضع هيچ اعتراضى نداشته و از آن ناراضى نبود به خدا سوگند كه اگر هيچ كس، جز من و يك نفر ديگر نباشد، هر آينه بر ضد هشام قيام خواهم كرد.«٢٥٤»
در همان كتاب از ابو الهذيل نقل شده است كه مىگويد: امام باقر عليه السّلام به من فرمود:
«ابو الهذيل، همانا شب قدر بر ما پوشيده نيست، فرشتگان در آن شب پيرامون ما مىگردند.»«٢٥٥»
از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «در منزل امام باقر عليه السّلام قمريى بود، [روزى] شنيد كه قمرى فرياد مىزند. فرمود: آيا مىدانيد كه اين قمرى چه مىگويد؟
گفتند: خير. فرمود: مىگويد: من شما را از دست دادم، شما را از دست دادم. پيش از آن كه او ما را از دست بدهد، ما او را از دست مىدهيم. سپس دستور داد آن را سر بريدند.«٢٥٦»
در كتاب خرايج و جرايح امام قطب الدين، ابو الحسين، سعيد بن هبة الله بن حسن راوندى- رحمه الله- ضمن معجزات امام محمد باقر عليه السّلام از عبّاد بن كثير بصرى نقل كرده، مىگويد: از امام باقر عليه السّلام پرسيدم، حق مؤمن بر خدا چيست؟ صورتش را برگرداند. سه مرتبه اين را از آن حضرت پرسيدم، فرمود: «از جمله حق مؤمن بر خدا آن است كه اگر به آن درخت خرما بگويد: بيا، بيايد.» پس به خدا قسم به درخت خرمايى كه آن جا بود نگاه كردم ديدم جلو مىآيد. امام عليه السّلام اشارهاى به سوى آن كرد يعنى: بايست! مقصود من،
«٢٥٣» كشف الغمه ، ص ٢١٧. تمام اين احاديث را از كتاب دلائل حميرى نقل كرده است .
«٢٥٤» كشف الغمه ، ص ٢١٧. تمام اين احاديث را از كتاب دلائل حميرى نقل كرده است .
«٢٥٥» كشف الغمه ، ص ٢١٧. تمام اين احاديث را از كتاب دلائل حميرى نقل كرده است .
«٢٥٦» كشف الغمه ، ص ٢١٧. اين حديث نيز از دلايل حميرى نقل شده است .