راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠١ - معجزات و شواهد صدق آن حضرت
حضرت، با ناكثين، قاسطين و مارقين مىجنگد«٣٠٥» و اين كه يكى از همسرانش بر على عليه السّلام ستم روا مىدارد و نسبت به وى ستمكار است و سگهاى حوأب در نزد او پارس مىكنند،«٣٠٦» و از تمام آشوبهايى كه پس از وى اتفاق مىافتد و اين كه ابوذر- رضى الله عنه- تنها و بىكس از دنيا مىرود،«٣٠٧» و آخرين رزق عمّار از دنيا پيمانهاى از شير است«٣٠٨» و ديگر خصوصياتى كه آن حضرت خبر داد.
از جمله معجزات آن حضرت، اطاعت خورشيد يك نوبت در غروب نكردن و يك بار در طلوع پس از غروب«٣٠٩» و اطاعت درخت كه از جا كنده شد و زمين را شكافت،
«٣٠٥» اين خبر را محبّ الدّين طبرى در ذخائر العقبى و حسام الدين متقى هندى در منتخب كنزالعمال با سند (حاشيه مسند احمد ج ٥، ص ٣٩) و حموينى در فرايد و سيوطى در ذيل اللالى ، ص ٦٥ و بغوى در شرح السنه و صدوق در معانى نقل كرده اند.
«٣٠٦» اين خبر را ابن قتيبه در الامامة و السياسة و ابن ابى الحديد از كتاب غريب الحديث ، تاءليف ابومحمّد عبداللّه بن مسلم بن قتيبه نقل كرده است ، به شرح نهج البلاغه ، ج ٢، ص ٧٩ چاپ اول و كتاب الجمل ، ص ١١٢ تاءليف مفيد و المعانى ، ص ٣٧٥ مراجعه كنيد، و ابن عبدربه در عقد الفريد ج ٢، ص ٢٢٧ آن را نقل كرده است . حواءب نام چاهى است در نزديكى بصره كه بر امّ المؤمنين » در وقت رفتن به جنگ جمل » سگهاى آنجا پارس كردند (لسان العرب ج ١، فصل حاء مهمله ) » م .
«٣٠٧» به مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٢٣١ مراجعه كنيد، اين مطلب را از احمد و بزاز روايت كرده است .
«٣٠٨» اين خبر را حاكم در مستدرك ج ٢، ص ٣٨٥ نقل كرده است .
«٣٠٩» قاضى در كتاب الشفاء، آن گونه كه در شرح شفا ج ١، ص ٥٨٩ آمده ، مى گويد: طحاوى در مشكل الحديث از اسماء بنت عميس از دو طريق نقل كرده است ، همچنين طبرانى با سندهاى رجالى كه بعضى ثقه اند به اين عبارت نقل كرده است : پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) كه در حال دريافت وحى بود، سرش به دامن على (عليه السلام) قرار داشت و آن حضرت نماز عصر به جا نياورده بود، خورشيد غروب كرد، پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) فرمود: يا على نماز خوانده اى ؟ گفت : نه ، رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) عرض كرد: ((خداوندا! على در طاعت تو و طاعت رسول تو بوده است ، خورشيد را بر او بازگردان )) اسماء مى گويد: من ديدم كه خورشيد غروب كرده بود، سپس ديدم بعد از غروب دوباره طلوع كرد و بر زمين تابيد. اين رويداد در صهباء خيبر اتفاق افتاد. قاضى گويد: اين دو حديث ثابت و راويانش ثقه هستند، و طحاوى نقل كرده است كه احمد بن صالح (يعنى ابوجعفر طبرى مصرى حافظ از ابن عيينه و امثال او شنيده و بخارى و ديگران از او نقل كرده اند) وى مى گفت : شايسته نيست آن كه در راه دانش است از حفظ حديث اسماء تخلف كند زيرا كه آن از نشانه هاى نبوت است . اگر تفصيل بيشترى خواستيد به ال